بداء [ دلالت اخبار بر وقوع آن ] « 1 »
مصنّف در متن مذكور بحث بداء را مطرح كرده و مىگويد :
« بداء » اگر به معناى « ظهور ما خفى عليه تعالى » باشد ، نمىپذيريم ، زيرا مستلزم جهل و تغيير ارادهء الهى است كه محال مىباشد . و امّا اگر به معناى : اظهار ما خفى على العباد باشد ، صحيح است و روايات متواترهاى برآن دلالت مىكند ، زيرا اين بداء مستلزم جهل در علم خدا و تغيير ارادهء الهى نمىباشد .
بيان مطلب - ذات اقدس حقّ از طريق الهام يا وحى ، به پيامبر خودش اعلام مىكند كه مثلا فلان حادثه واقع مىشود ( مثل اخبار از وقوع عذاب بر قوم حضرت يونس ) و در آن حال خودش مىداند كه حادثه در وقت مقرّر ، واقع نمىشود و أمد و عمرش پايان مىپذيرد . البته گاهى خود پيامبر نيز مىداند كه آن حادثه به وقوع نمىپيوندد و گاهى نيز به خاطر عدم احاطهاش به آنچه در علم خداوند جريان دارد ، از اين مطلب اطّلاعى ندارد ( چنانكه حضرت يونس خبر نداشت كه حادثه واقع نمىشود ) .
پس معناى بداء در تكوين همان معناى نسخ در تشريع است ( همان گونه كه نسخ ، در تشريع به معناى پايان پذيرفتن أمد و عمر حكم شرعى است ، بداء در تكوين نيز به معناى پايان پذيرفتن أمد و عمر حادثه و واقعهء خارجى است ) .
و انّما يخبر به . . .
مصنّف در اين متن به سؤال مقدّرى پاسخ مىدهد .
هامش
( 1 ) . مرحوم آخوند همانند مير داماد در رساله نبراس الضياء و ملّا صدرا در اسفار ، معتقد است كه معناى بداء در تكوينيّات همان معناى نسخ در تشريعيات است . زيرا نسخ يك حكم به معناى انتهاى أمد آن حكم است به اين معنا كه ملاك و مقتضى عمر حكم ، مقطعى و غير دائمى بوده است و چون حكم ، دائر مدار مقتضى و ملاك است ، با تمام شدن آن ، حكم نيز منتفى مىشود . بداء در تكوين نيز به اين معناست كه عمر و أمد يك پديده خارجى ، تمام مىشود و ملاك و مقتضى بقاء آن پايان مىيابد ، نه اينكه بداء ، به معناى تحوّل و تغيير جهت باشد ( چنانكه ابتدا عذاب براى قوم يونس مقرّر شده بود ولى بعدا به واسطه تضرّع و توبه اين قوم ، عذاب نازل نشد ) .