توضيح مطلب - گاهى شكّ در « اصل مراد » است ، يعنى متكلّم لفظى را گفته ، ولى مخاطب نمىداند كه آيا معناى حقيقى آن را اراده كرده است يا معناى مجازى آن را ؟ و به بيان ديگر : مراد ، آيا مجاز است يا حقيقت ؟
مثلا در مورد « جئنى بأسد » كه مخاطب ، معناى حقيقى ( حيوان مفترس ) و مجازى ( رجل شجاع ) را مىداند ، چنانچه شكّ كند آيا مراد متكلّم ، معناى حقيقى بوده يا مجازى ، با اجراى اصالة الحقيقه ( كه از مصاديق اصالة الظهورات ) مىگويد مقصود متكلّم ، معناى حقيقى بوده است ، و گرنه مىبايست قرينهاى ذكر مىكرد .
و گاهى شكّ در « كيفيّت اراده » است . مثل اينكه مخاطب مىداند متكلّم از « جئنى بأسد » رجل شجاع را اراده كرده است ، ولى نمىداند آيا اين معنا ، معناى حقيقى « أسد » است يا معناى مجازى آن .
در اينجا كه مراد ، معلوم است ، ولى شكّ در كيفيّت اراده است ، نمىتوان اصالة الحقيقه را جارى كرد .
در عامّى كه مورد بحث است ، يعنى « المطلّقات . . . » شكّ در اصل مراد است نه در كيفيّت اراده ( حقيقت و مجاز ) ، زيرا معلوم است كه معناى حقيقى آن ، عموم ( تمام اقسام مطلقه ) است ، ولى معلوم نيست كه در اين فرض ( كه ضمير به برخى از اقسام عامّ برمىگردد ) آيا شارع مقدّس معناى حقيقى ( يعنى عموم ) را اراده كرده يا معناى مجازى ( يعنى خصوص ، كه همان رجعيّات باشد ) و لذا با جريان اصالة العموم و أصالة الحقيقه ، حكم مىشود كه مقصود از عامّ ، معناى عموم آن است .
امّا در ضمير ( بعولتهنّ ) ، اصل مراد ، معلوم است ( زيرا واضح است كه مقصود از آن ، رجعيّات مىباشد ) امّا كيفيت اراده ، مورد شكّ است ، ازاينجهت كه نمىدانيم آيا به نحو حقيقت است يا مجاز ، بهطورىكه اگر مراد از مطلّقات ، رجعيّات باشد ، كيفيّت اراده از ضمير در « بعولتهنّ » حقيقت است ( زيرا ضمير با مرجعش مطابق شده و لذا
شرح كفاية الأصول — صفحة 147
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص١٤٧