در اينجا به دو مثال اشاره مىشود :
مثال 1 - « و المطلّقات يتربّصن . . . و بعولتهنّ أحقّ بردّهنّ » .
در اين مثال جملهء « المطلّقات يتربّصن . . . » كه جمع محلّى به لام است و افادهء عموم مىكند ، يعنى تمام افراد مطلّقه ( مطلّقه صغيره ، غير مدخول بها ، يائسه ، مطلّقه به طلاق خلع و مبارات و طلاق ثلاثه ) را شامل مىشود ، و جملهء « و بعولتهن أحقّ بردهنّ » كه داراى ضمير است ، در دو كلام واقع شدهاند و هركدام حكم مستقلّى دارند ، و ضمير تنها به بعض از افراد مطلّقه نظر دارد ، به اين بيان :
مطلّقه بر دو قسم است :
الف - مطلّقه به طلاق بائن : بهطورىكه شوهر نمىتواند در زمان عدّه به زن رجوع كند ، يا از اين باب كه زن عدّه ندارد ( مانند : مطلّقه صغيره ، يائسه ، غير مدخول بها ) تا شوهر رجوع كند و يا اگر عدّه دارد ، شوهر حقّ رجوع ندارد . ( مانند : مطلّقه به طلاق خلع ، مبارات و ثلاثه )
ب - مطلّقه به طلاق رجعى : بهطورىكه شوهر مىتواند در زمان عدّه ، به زن رجوع كند .
در اينجا ضمير « بعولتهنّ » به برخى از افراد « مطلّقات » ( يعنى به قسم رجعيّات ) برمىگردد نه به تمام آن ( زيرا در برخى از مطلّقات - يعنى مطلّقات به طلاق بائن - اصلا رجوع نيست ) .
اكنون جاى بحث است كه آيا وجود ضميرى كه بعد از عامّ است و به برخى از افراد عامّ ( يعنى قسم رجعيّات ) برمىگردد ، سبب تخصيص عامّ ( مطلّقات ) مىشود يا نه ؟ به بيان ديگر : اينكه ضمير در ( بعولتهنّ ) به برخى از افراد عامّ ( رجعيّات ) برمىگردد ، آيا قرينه مىشود كه عامّ ( مطلّقات ) نيز به همان قسم ( رجعيّات ) تخصيص خورده است ، يا نه ؟
مثال 2 - « اكرم العلماء و اصدقائهم » .
در اين مثال عامّ ( اكرم العلماء ) و ضمير در ( أصدقائهم ) در يك كلام واقع شدهاند
شرح كفاية الأصول — صفحة 143
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص١٤٣