تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
و كونهم كذلك . . . اين عبارت به جواب از اشكال مقدّر اشاره دارد ، به اين بيان : اشكال معدومين نمىتوانند به اطلاق خطابات شفاهيّه كه براى مشافهين است ، تمسّك كنند و قيد حضور را كه احتمال دخالتش مىرود ، نفى نمايند ، زيرا در بسيارى از موارد ، كلامى داراى اطلاق است ولى اطلاقش صورى و ظاهرى مىباشد و در واقع مقيّد است ، به اين صورت كه گاهى در متن خطاب ، قيد لفظى نيامده است ولى واقعا مخاطبين آن خطاب ، داراى قيدى هستند كه متكلّم برآن كرده اعتماد و لذا نيازى به ذكر آن نديده است . به بيان ديگر : گاهى مخاطبين ، واقعا داراى قيدى هستند ، چه متكلّم به آن قيد اشاره كند و چه نكند ، و لذا با وجود قيد در واقع ، متكلّم در خطابش ، به اين جهت اعتماد مىكند و آن قيد واقعى و لبّى را در متن خطاب ذكر نمىكند . در مورد بحث نيز فرض اين است كه مشافهين در زمان پيامبر ( ص ) داراى قيد « حضور » و مشرّف به شرف حضور ايشان و مدرك عصر آن حضرت بودند ، و شارع مقدّس نيز با اعتماد بر اين قيد ، آن را در متن خطاب ذكر نكرده ، و مثلا نفرمود : « يا أيّها المدركون لعصر الحضور » يا « يا أيّها المشرّفون بشرف الحضور » و . . . در نتيجه با فرض اينكه متكلّم مخاطب ، قيدى ( مانند : قيد حضور ) را دخيل دانسته و با اعتماد برآن ، از ذكرش در متن خطاب اجتناب كرده است ، معدومين نمىتوانند به اطلاق اين خطابات ، كه اطلاق صورى و ظاهرى است ( و در واقع ، مقيّد به قيد حضور است ) تمسّك كنند و وقتى اطلاقى در كار نباشد ، ثمره ثابت است به اين صورت كه اگر خطابات قرآنى ، شامل معدومين بشود ، مىتوانند به اطلاقات اين خطابات تمسّك كنند و اگر اين خطابات شامل معدومين نشود ، نمىتوانند به آن تمسّك كنند . جواب اشكال مصنّف در جواب از اشكال مذكور مىگويد : قيدى كه مخاطبين دارند ، دو قسم است :