هستند . به بيان ديگر : خطابات كتاب ، چه معدومين را شامل شود و چه نشود ، ظهور اين خطابات براى همه ( حاضرين ، غائبين ، معدومين ) حجّت است و لذا ثمرهاى كه ذكر شد ، در واقع ثمره نخواهد بود .
و شاهد بر اينكه ظهورات كتاب براى همهء مردم تا روز قيامت ، حجّت است ، برخى اخبار و روايات مىباشد . مانند حديث ثقلين : « انّى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى . . . ما ان تمسكتم بهما لن تضلّوا ابدا » .
طبق اين حديث ، كتاب و عترت براى همگان حجّت است و در هر زمانى دستور داده شده كه مردم به اين دو چيز گرانبها تمسّك كنند . حال اگر ظهورات كتاب و سنّت ، براى همه حجّت نبودند ، تمسّك به كتاب و سنّت معنا نداشت .
همينطور در اخبار علاجيّه تعابيرى است كه نشان مىدهد ظهورات براى همه حجّت هستند ، مثل اينكه مىگويد : « دو خبر متعارض را به قرآن عرضه كنيد و آن خبرى را كه موافق قرآن است ، أخذ كنيد » . حال اگر ظهورات قرآن براى همگان حجّت نبود ، امر به عرضهء خبر بر قرآن ، معنا نداشت .
نتيجه : عموم خطابات شفاهيه ، شامل معدومين بشود يا نه ، ظهور اين خطابات براى معدومين نيز حجّيّت دارد ، و لذا در شمول و عدم شمول اين خطابات نسبت به معدومين ، ثمرهاى وجود ندارد و درهرصورت ظواهر براى همگان حجّت است .
ثمرهء دوم ( تمسّك به اطلاقات خطابات قرآنى )
ادّعا شده كه اگر عموم خطابات شفاهيه ، شامل معدومين بشود ، اينها مىتوانند در موارد شكّ در اينكه آيا قيدى در حكم و تكليفى دخالت دارد يا نه ، به اطلاقات اين خطابات تمسّك كرده و آن قيد را نفى كنند .
امّا اگر عموم خطابات ، شامل معدومين نشود ، در مورد شكّ مذكور ، نمىتوانند به