اشكال مصنّف بر ثمرهء دوم ( و لا يذهب عليك . . . )
مصنّف مىگويد : ثمرهء دوم نيز در واقع ثمره نمىباشد ، زيرا معدومين هم مىتوانند به اطلاقات خطابات قرآنيه عمل كنند ، چه اين خطابات ، شامل معدومين بشود و چه شامل آنها نشود .
بيان مطلب : خطابات اگرچه به مشافهين و حاضرين است ، ولى اطلاق دارد و چنانچه قيد حضور ، دخالت مىداشت ، ذكر آن در متن خطاب لازم بود ( مثل اينكه بايد خطاب اينگونه مىبود : « يا أيّها المدركون » ، « يا أيّها المشافهون » و . . . ) و چون مقيّد به قيد « حضور » نشده است ، به دليل اشتراك در تكليف ، معلوم مىشود كه خطابات براى مشافهين و غير مشافهين ، حجّت است .
و اگر گفته شود اشتراك در تكليف ، اتّحاد در صنف را لازم دارد ، خواهيم گفت : در اينجا اتّحاد صنفى وجود دارد ، زيرا از اطلاق خطاب استفاده مىشود آن قيدى كه احتمال مىرود مدركين و مشافهين به خاطر آن ، مشمول خطاب شده باشند ( مثل : قيد حضور ) دخالتى ندارد و به واسطهء اين اطلاق ، قيد مزبور نفى مىشود . مثلا اگر شكّ شود كه در مورد وجوب نماز جمعه ، قيد زمان حضور معصوم ( ع ) دخالت دارد ، به واسطهء اطلاق ادلّه مىتوان اين قيد را نفى كرد و گفت اگر قيد مزبور دخالتى مىداشت ، مىبايست در متن خطاب ذكر شود و چون ذكر نشده ، معلوم مىشود كه اين قيد در تكليف ، نقشى ندارد .
پس با تمسّك به اطلاقات خطابات قرآنى مىتوان قيدى را كه احتمال دخالت آن داده مىشود ، نفى كرد و در نتيجه اتّحاد صنفى را ثابت كرد ، زيرا با نفى قيد حضور ، اتّحاد صنفى به اين است كه معدومين نيز همانند حاضرين ، مؤمن و يا مسلمان هستند و لذا خطاباتى مانند :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » *
و « يا ايّها المسلمون » و . . . شامل آنها نيز مىشوند .
و بعد از اثبات اتّحاد در صنف و به كمك دليل اشتراك در تكليف ، مىتوان قائل شد كه تمسّك معدومين به اطلاقات خطابات قرآنى ، صحيح است ( هرچند اين خطابات ، شامل معدومين نشود ، از جهت اينكه معدومين ، حضور نداشتند تا مدرك باشند ) .