درست نمىباشد .
توضيح مطلب - محقّق قمى در باب حجّيّت ظواهر ، مسلكى دارد كه مطابق آن ، ظهورات فقط براى مقصودين به افهام ، حجّت است ، به اين بيان :
اوّل - مسلك ميرزاى قمى
ايشان معتقدند ظواهر خطابات شفاهيّه ، فقط براى مقصودين به افهام ( كسانى كه متكلّم ، قصد افهام آنها را دارد ) حجّت است و براى غير مقصودين ، حجّيّتى ندارد ، و مقصودين به افهام ، فقط مشافهين و حاضرين هستند و لذا شامل غائبين و معدومين نمىشود .
مصنّف مىگويد : اگرچه بر اين مبنا ، ثمره درست است ، ولى در جاى خود ( مبحث حجّيّت ظواهر ) گذشت كه اين مبنا ، هم منع كبروى دارد و هم منع صغروى .
امّا « منع كبروى » دارد ، زيرا ظهورات براى تمام مكلّفين ، حجّت است ، هرچند مقصود به افهام نباشند . نظير اين مطلب در موالى عرفيه است ، مثل اينكه مولا به عبدى كه در مرئى و مسمع اوست ، بگويد : « انقذ ولدى » و در همين حال عبيد ديگر كه در ديد مولا نيستند ، اين دستور را بشنوند ، چنانچه آن عبد ، اقدام به نجات فرزند مولا نكند و عبيد ديگر هم به بهانه اينكه مقصود به افهام نبودند ، كارى نكنند ، مورد مؤاخذه واقع مىشوند . و اين صحّت مؤاخذه نشان مىدهد كه ظهور براى غير مقصودين به افهام نيز حجّت است .
در اينجا نيز برفرض كه در خطابات شفاهيه كتاب ، معدومين ، مقصود به افهام نباشند ( از اين جهت كه در زمان رسول خدا ( ص ) حضور نداشتند ) ، نمىتوان قائل شد كه ظهورات كتاب براى آنها حجّيّت ندارد . پس اينكه گفته شود ظهورات براى غير مقصودين به افهام ، حجّت نيست ، اساسى ندارد .
و امّا « منع صغروى » دارد « 1 » ، زيرا معدومين نيز در خطابات كتاب ، مقصود به افهام
هامش
( 1 ) . عبارت « و لو سلّم . . . ممنوع » به منع صغروى اشاره دارد .