تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و ان أبيت الّا . . . تا اينجا معلوم شد كه به نظر مصنّف ، ادات خطاب براى خطاب انشائى وضع شده‌اند و فقط دواعى و انگيزه‌ها براى انشاى خطاب ، متفاوت است . به‌طورىكه گاهى انگيزه ، خطاب حقيقى است و گاهى انگيزه ، بيان تحزّن و يا تحسّر و . . . است . حال در متن مذكور مىگويد : اگر كسى قبول نكرد كه ادات خطاب ، براى خطاب انشائى وضع شده‌اند و اصرار داشت كه براى خطاب حقيقى وضع شده‌اند ، به ناچار بايد بگويد كه خطابات شرعيّه ، مخصوص حاضرين است و غائبين و معدومين را شامل نمىشود ، مگر اينكه قرينه‌اى بر تعميم وجود داشته باشد ، يعنى قرينه‌اى باشد بر اينكه احكام الهى ، براى تمام مردم در طول قرون و اعصار است . و در اين فرض يا بايد گفت كه در خطابات الهيّه ، معدومين و غائبين ، به منزلهء حاضرين ، تنزيل شده‌اند ، و يا بايد گفت : خطابات ، فقط براى مشافهين است و غير مشافهين ( غائبين و معدومين ) اگرچه مشمول خطابات نيستند ، ولى به قانون و قاعدهء اشتراك در تكليف ، اين‌ها نيز مكلّف هستند به همان احكامى كه مشافهين و حاضرين ، مكلّف به آن احكامند . و توهّم صحّة التزام التعميم . . .

[ توجيه صحت مخاطبه با معدومين و رد برآن ]

مصنّف در اين عبارت توهّمى را مطرح و سپس آن را ردّ مىكند . توهّم - مرحوم ملا صالح مازندرانى فرموده است : اين بحث ( كه آيا خطابات ، شامل معدومين و غائبين مىشود يا نه ) در خطابات شرعيّه ، جايى ندارد ، زيرا خداوند متعال ، بسيط الحقيقه است « 1 » و در پيشگاه او ، غيبت و حضور و تقسيم مخاطبين به حاضر ، غائب و معدوم ، معنايى ندارد ، بلكه همه چيز نزد او حاضر و مشهود است و غيبت و عدمى در كار نمىباشد . به بيان ديگر : ما اشياء را به صورت عقب و جلو و دنبال هم مىبينيم و لذا برخى براى ما حاضر و برخى غائب است ، و اين به خاطر محدوديّت در ذاتمان است . امّا ذات
هامش
( 1 ) . بسيط الحقيقة كلّ الأشياء و ليس بشىء منها .