تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
توضيح مطلب - چنان‌كه در بحث‌هاى قبلى ( مثل مشتقّ ) گذشت ، حمل بر دو قسم است : 1 - حمل اوّلى ذاتى : اين حمل در جايى است كه محمول با موضوع ، اتّحاد مفهومى يا ماهوى داشته باشد . يعنى آنچه كه از محمول فهميده مىشود ، از موضوع نيز فهميده شود و بالعكس . و به تعبير ديگر : ماهيّت محمول عين ماهيت موضوع باشد . مانند : « الانسان انسان » ، « الانسان حيوان ناطق » ، « الانسان حيوان » ، « الانسان ناطق » . علّت تعبير اين حمل به « ذاتى » آن است كه محمول در افق ذات موضوع قرار دارد . به‌طورى كه يا عين ذات موضوع است و يا جزء ذات آن . و امّا علّت تعبير اين حمل به « اوّلى » آن است كه تصوّرش از اوّليّات و بديهيّات است ، زيرا در واقع « ثبوت شىء لنفسه » است و چنين ثبوتى ، بيّن مىباشد . 2 - حمل شايع صناعى : اين حمل در جايى است كه محمول و موضوع ، در « وجود » متّحد ، ولى در « ماهيّت » مختلف باشند . يعنى آنچه كه از محمول فهميده مىشود ، غير از آن است كه از موضوع فهميده مىشود و بالعكس ، ولى اين دو ماهيّت مختلف ، به يك وجود ، موجودند . « 1 »
هامش
( 1 ) . وجود ، ملاك وحدت است و ماهيت ، ملاك كثرت . يعنى هرجا كه بحث وجود باشد ، وحدت پيدا مىشود و هرجا بحث ماهيت باشد ، كثرت پديد مىآيد . به تعبير ديگر : اختلاف ، فرزند نامشروع ماهيّت ، و اتّحاد فرزند مشروع و مولود طيّب و طاهر وجود است . مثلا در « زيد كاتب » ، موضوع « زيد » و محمول « كتابت » است و هركدام معنا و مفهوم و ماهيّت جداگانه‌اى دارد ( كتابت از اعراض و افعال است ، ولى « زيد » از ذوات و جواهر است ) امّا اتّحاد وجودى دارند ، يعنى در خارج ، زيد همان كاتب ، و كاتب همان زيد است . همين‌طور در « زيد عالم » ، موضوع ( زيد ) و محمول ( عالميّت ) هركدام ماهيّت جداگانه‌اى دارد ( « زيد » از جواهر است ولى « علم » از أعراض و كيفيّات نفسانيّه است ) ولى اتّحاد وجودى دارند ، و اين‌طور نيست كه « عالميّت زيد » يك وجود ، و خود « زيد » وجود ديگرى داشته باشد .