تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢

تعريف مسند اليه به « لام »

مصنّف در اين متن به موردى اشاره مىكند كه ادّعا شده مفيد حصر است ، و آن عبارت است از مسنداليهى « 1 » كه به‌واسطهء الف و لام ، معرفه شده باشد . مثلا در « العالم زيد » مسند اليه ( العالم ) دلالت مىكند كه غير از زيد ، عالمى وجود ندارد ( انحصار مسند اليه در مسند ) .

بيان مصنّف ( و التحقيق أنّه . . . )

ايشان مىگويد : مقتضاى تحقيق آن است كه تعريف مسند اليه به لام ، مفيد حصر نمىباشد ( مگر در جايى كه مقام ، آن را اقتضاء كند ) زيرا اگر بخواهد حصر را افاده كند ، دو راه دارد كه هر دو مبتلا به اشكال است . راه اوّل - الف و لام براى « استغراق » باشد . اشكال اين راه آن است كه اصل در الف و لام ، جنس است نه استغراق . و الف و لام جنس ، حصر را نمىفهماند . راه دوم - حمل در قضيّه ، « حمل اوّلى ذاتى » باشد كه ملاك آن اتّحاد به‌حسب مفهوم است ، ( زيرا از باب حدّ و محدود خواهد بود . ) مانند : « الانسان حيوان ناطق » كه افاده مىكند كه انسانيّت ، منحصر در حيوانيّت و ناطقيّت است ، و غير از اين نمىباشد . اشكال اين راه آن است كه اصل در حمل ، شايع صناعى مىباشد ، يعنى ملاك حمل ، اتّحاد به‌حسب وجود است . مانند : « الرجل زيد » و معلوم است كه حمل شىء بر جنس و ماهيتى ، به نحو حمل شايع صناعى ، اقتضاء نمىكند كه آن ماهيّت ، به اين شىء اختصاص و انحصار دارد . نعم لو قامت قرينة . . . مصنّف در اين عبارت از مطلب قبل كه تعريف مسند اليه افاده حصر نمىكند ،
هامش
( 1 ) . مقصود از مسند اليه در اينجا ، مبتدا است و لذا شامل فاعل نمىشود ، زيرا اگر مسند اليه به‌عنوان فاعل قرار بگيرد ( مانند : زيد العالم ) افادهء حصر نمىكند .