مصنّف مىگويد : به عقيدهء تمام ادبا و اصولىها ، اين قسم از بل اضرابيّه ( با دو صورت آن ) دلالتى بر حصر ندارد ، و فقط غفلت و يا غلط را جبران مىكند .
مثلا در « مات عمرو بل زيد » ، گويا اصلا « مات عمرو » ( مضرب عنه ) گفته نشده و از ابتدا « مات زيد » ( مضرب اليه ) گفته شده است ، و « مات زيد » نيز از باب لقب است كه خواهد آمد دالّ بر حصر نمىباشد .
و منها : ما كان لأجل التأكيد . . .
قسم دوم : اضرابيّهء تأكيديّه
اين قسم از « بل » براى تأكيد و تثبيت چيزى است كه قبل از بل آمده است . و به بيان ديگر : آنچه قبل از بل آمده ، از باب تمهيد و مقدّمهچينى براى چيزى بوده كه بعد از بل آمده است .
مانند : « حبيبى قمر بل شمس » .
در اين مثال ، شخص ، حبيبش را ابتدا به ماه تشبيه مىكند و سپس آن را با ذكر « بل » تأكيد مىكند ، و مىگويد : بلكه خورشيد است ( اگر از ابتدا مىگفت خورشيد است ، شايد مخاطب توجّه لازم را نمىداشت ، و لذا ابتدا گفت ماه است تا ذهن مخاطب براى پذيرش اصل مطلب ، آماده شود ) .
مصنّف مىگويد : اين بل نيز دالّ بر حصر نيست بلكه فقط براى تأكيد ذكر شده است .
و منها : ما كان فى مقام الردع . . .
قسم سوم : اضرابيّهء رادعه
اين قسم از « بل » براى ردع و ابطال ماقبلش ذكر مىشود . يعنى آن چيزى را كه ابتدا اثبات كرده ، ردّ ، و ما بعدش را تثبيت مىكند . مصنّف مىگويد : اين بل ، مفيد حصر است .
در اين مورد به دو مثال اشاره مىشود :
مثال 1 : « ما جاء زيد بل عمرو » ، در اين مثال كلمهء « بل » ماقبلش ( ما جاء زيد ) را ابطال ، و ما بعدش ( نيامدن عمرو ) را تثبيت مىكند و لذا مفيد حصر است .