أتبرّأ من كلّ صنم » ( قرينهء مقاليّه ) .
پس كلمهء مذكور به تنهايى دلالت بر حصر و اختصاص ندارد ، بلكه دلالتش همراه با قرينهء خاصّه بوده است .
جواب - شيخ در جواب اشكال مىگويد : ادّعاى وجود قرينه در آن زمان ، در غايت سخافت است . بلكه كلمهء توحيد ، بدون ذكر قرينه ، دلالت بر حصر و اختصاص داشت ، و پيامبر اكرم ( ص ) اسلام گويندهاش را مىپذيرفت .
ردّ استدلال شيخ
مصنّف در مقام اشكال بر استدلال شيخ مىگويد « 1 » : از جوابى كه به ابو حنيفه داده شد ، جواب ايشان نيز معلوم مىشود . زيرا اگرچه كلمهء طيّبهء توحيد ، دالّ بر حصر و اختصاص است ، ولى اين به خاطر وجود قرائن خاصّه ( حاليه يا مقاليّه ) بوده است ( چنانكه برعكس آن ، عدم دلالت جملهء « لا صلاة الّا بطهور » بر حصر ، به خاطر وجود قرينهء خاصّه است ) .
و الإشكال فى دلالتها . . .
مصنّف در اين متن به اشكال و جواب از آن ، اشاره مىكند .
اشكال
« لا » در كلمه « لا إله الّا اللّه » لاى نفى جنس است كه اسمش « إله » و خبرش محذوف مىباشد . « 2 »
خبر محذوف نيز يا كلمهء « ممكن » است ( به اين صورت : « لا إله ممكن إلّا اللّه » ) و يا كلمهء « موجود » است ( به اين صورت : « لا إله موجود إلّا اللّه » ) كه هركدام باشد ، مبتلا به اشكال است ، كه توضيحش چنين مىباشد :
هامش
( 1 ) . بايد توجّه داشت كه مصنّف ، مدّعاى شيخ ( دلالت استثناء بر حصر ) را قبول دارد و فقط استدلال ايشان را ردّ مىكند .
( 2 ) . البته اين بر مبناى است كه بگوئيم خبر در اينجا محذوف است ، و گرنه احتمال دارد نيازى به خبر نباشد .