تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
باشد ، جريان اين اختلاف ( كه آيا غايت ، داخل در حكم مغيّا است يا نه ) معقول نيست . توضيح مطلب - نزاع اينكه آيا غايت داخل در حكم مغيّا هست يا نه ، در فرضى جريان خواهد داشت كه مغيّا ، موضوع باشد ( نه حكم ) و غايت ، قيد موضوع باشد ( نه حكم ) . مثلا در « سر من البصرة الى الكوفة » كه مغيّا ( سير ) موضوع است نه حكم ( وجوب ) ، جاى بحث است كه آيا غايت ( كوفه ) داخل در حكم مغيّا است ( تا سير در كوفه نيز واجب باشد ) يا نه ؟ امّا اگر مغيّا ، حكم باشد ( و غير از حكم ، چيزى نباشد تا مغيّا شود ) و غايت ، قيد حكم قرار بگيرد ، معنا ندارد كه بحث شود آيا غايت داخل در حكم مغيّا است يا نه ؟ مثلا در « كلّ شىء لك حلال حتّى تعلم أنّه حرام » ، كه مغيّا « حلّيّت » است ( نه « شىء » ) و غايت نيز قيد همين حكم مىباشد ، معقول نيست كه بگوئيم آيا غايت ، در حكم مغيّا داخل است يا نه ؟ زيرا در اين مثال ، مغيّا ، عين حكم است و مغيّايى غير از حكم نيست تا گفته شود آيا غايت نيز حكم مغيّا را دارد يا نه ؟ به بيان ديگر : در مثال مذكور ، موضوعى به‌عنوان مغيّا نداريم تا داراى حكم باشد و سپس بحث شود آيا حكم آن موضوع ، شامل غايت هم مىشود يا نه ؟ علاوه اينكه اگر در اين موارد ، بحث شود كه آيا غايت نيز داخل در حكم مغيّا هست يا نه ، در فرض داخل بودن ، اجتماع ضدّين لازم مىآيد . زيرا معنى در مثال مذكور به اين صورت خواهد شد : « هر چيز مشكوك الحلّية ، حلال است حتّى وقتى كه بدانى حرام است ! ! » در نتيجه چيزى كه معلوم الحرمة است ، حلال خواهد شد . درحالىكه معلوم الحرمه ، نمىتواند محكوم به حلّيّت شود . چون محذور اجتماع ضدّين را به دنبال دارد كه محال است . * * *