موصوف باشد ) اكتفا مىكردند .
فلا وجه فى التفصيل . . .
مصنّف پس از ردّ كلام بعض شافعيّه كه اگر علّيّت منحصره از مثال مذكور فهميده شود ، در وصف مساوى و اعم نيز نزاع جريان دارد ، مىگويد : بنابراين ، تفصيل شيخ انصارى وجهى ندارد . توضيح تفصيل و ردّ آن به شرح زير است :
تفصيل شيخ انصارى
ايشان معتقدند كه اگر وصف ، اعمّ مطلق يا مساوى باشد ، از محلّ نزاع خارج است ، ولى اگر اخصّ من وجه باشد و افتراق از جهت وصف و موصوف باشد ، داخل در نزاع است . زيرا در دو مورد اوّل ( اعمّ يا مساوى بودن وصف ) ، با انتفاى وصف ، موضوع باقى نمىماند تا از مفهوم و عدم آن بحث شود . مثلا در « الانسان ضاحك » كه وصف ( ضاحك ) مساوى با موصوف است و يا در « الانسان ماش » كه وصف ( ماشى ) اعمّ از موصوف است ، با انتفاى وصف ، موصوف نيز منتفى مىشود ) .
ولى اگر وصف ، اخصّ من وجه باشد و افتراق از جهت وصف و موصوف باشد ، چون علّيّت منحصره فهميده مىشود ، نزاع جريان مىيابد .
ردّ تفصيل شيخ انصارى
مصنّف مىگويد : همان گونه كه در ردّ كلام بعض شافعيّه گفته شد ، اگر از وصف ، علّيّت تامّه و منحصره ، فهميده شود ، تمام وصفها داخل در نزاع خواهند بود . و اگر وصف ، علّت منحصره نباشد ، تمام وصفها ( مساوى ، اعمّ و اخصّ مطلق ، و اخصّ من وجه با افتراق از ناحيهء وصف يا موصوف ) از نزاع خارج مىشوند . بنابراين براى تفصيل مذكور وجهى نمىماند .
* * *