تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
در چنين فرضى دوران امر بين دو ظهور مىشود و چون ظهور مفهومى أقوى از ظهور اطلاقى نيست ، وجهى ندارد به خاطر ظهور مفهومى ، ظهور اطلاقى كنار گذاشته شود . و أمّا الاستدلال على ذلك . . . مصنّف در اين متن ، به استدلال منكرين مفهوم وصف ، اشاره و آن را نقد مىكند .

استدلال منكرين مفهوم وصف

يكى از ادلّه‌اى كه بر مفهوم نداشتن وصف ، اقامه شده ، آيهء شريفه
وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ
است . مفاد آيه اين است كه ازدواج با دختران همسرانتان حرام است . حال اگر « اللّاتى فى حجوركم » ( دخترانى كه در دامان و خانهء شما زندگى مىكنند ) كه صفت است ، مفهوم داشته باشد ، معنايش اين است كه دختران همسرانتان كه در خانه و منزلتان زندگى نمىكنند ، حرام نمىباشند . درحالىكه « ربيبه » مطلقا ( چه در خانهء انسان زندگى كنند و چه در خارج آن ) حرام است . بنابراين وصف ، مفهوم ندارد . ردّ استدلال ( ففيه . . . ) مصنّف در مقام ردّ استدلال مذكور ، دو اشكال مىكند : اشكال اوّل - در مورد آيه ، ادلّه و قرائن خارجيّه وجود دارد كه ربيبه مطلقا حرام است ، هرچند در دامان انسان پرورش نيافته باشند . پس عدم دلالت وصف بر مفهوم ، به خاطر وجود قرينه خاصّه ، دليل نمىشود كه وصف در تمام موارد ، مفهوم ندارد . پس مرحوم آخوند نيز اگرچه معتقد است وصف ، مفهوم ندارد ، ولى مىگويد : اين آيه ، دليل بر عدم مفهوم وصف ، نمىباشد ، زيرا در اين مورد ، قرينه خاصّه وجود دارد . اشكال دوم - اگر وصفى بخواهد مفهوم داشته باشد ، نبايد « وصف دائم » ( وصفى كه دائما با موصوف است ) و يا وصف وارد در مورد غالب باشد . زيرا اگر وصف ، دائما با موصوف باشد ( مثل « ناطق » و « ضاحك بالقوّة » نسبت به انسان ) ، معلوم است كه مفهوم ندارد ، زيرا انتفاء وصف ، موجب انتفاى خود موصوف ، و