در چنين فرضى دوران امر بين دو ظهور مىشود و چون ظهور مفهومى أقوى از ظهور اطلاقى نيست ، وجهى ندارد به خاطر ظهور مفهومى ، ظهور اطلاقى كنار گذاشته شود .
و أمّا الاستدلال على ذلك . . .
مصنّف در اين متن ، به استدلال منكرين مفهوم وصف ، اشاره و آن را نقد مىكند .
استدلال منكرين مفهوم وصف
يكى از ادلّهاى كه بر مفهوم نداشتن وصف ، اقامه شده ، آيهء شريفه
وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ
است .
مفاد آيه اين است كه ازدواج با دختران همسرانتان حرام است . حال اگر « اللّاتى فى حجوركم » ( دخترانى كه در دامان و خانهء شما زندگى مىكنند ) كه صفت است ، مفهوم داشته باشد ، معنايش اين است كه دختران همسرانتان كه در خانه و منزلتان زندگى نمىكنند ، حرام نمىباشند . درحالىكه « ربيبه » مطلقا ( چه در خانهء انسان زندگى كنند و چه در خارج آن ) حرام است . بنابراين وصف ، مفهوم ندارد .
ردّ استدلال ( ففيه . . . )
مصنّف در مقام ردّ استدلال مذكور ، دو اشكال مىكند :
اشكال اوّل - در مورد آيه ، ادلّه و قرائن خارجيّه وجود دارد كه ربيبه مطلقا حرام است ، هرچند در دامان انسان پرورش نيافته باشند . پس عدم دلالت وصف بر مفهوم ، به خاطر وجود قرينه خاصّه ، دليل نمىشود كه وصف در تمام موارد ، مفهوم ندارد .
پس مرحوم آخوند نيز اگرچه معتقد است وصف ، مفهوم ندارد ، ولى مىگويد : اين آيه ، دليل بر عدم مفهوم وصف ، نمىباشد ، زيرا در اين مورد ، قرينه خاصّه وجود دارد .
اشكال دوم - اگر وصفى بخواهد مفهوم داشته باشد ، نبايد « وصف دائم » ( وصفى كه دائما با موصوف است ) و يا وصف وارد در مورد غالب باشد .
زيرا اگر وصف ، دائما با موصوف باشد ( مثل « ناطق » و « ضاحك بالقوّة » نسبت به انسان ) ، معلوم است كه مفهوم ندارد ، زيرا انتفاء وصف ، موجب انتفاى خود موصوف ، و