تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
استفاده مىشود كه با بودن وصف ، حكم نيز هست و با فقدان وصف ، حكم نيز منتفى مىشود ، و گرنه لازم بود متكلّم حكيم بگويد كه با فقدان وصف ، باز هم حكم باقى است . پس از عدم تقييد ، استفاده مىشود كه وصف ، علّت منحصره براى حكم است . ردّ دليل سوم ( و عدم قرينة . . . ) مصنّف مىگويد : جملهء وصفيّه نه انصراف به مفهوم دارد ، و نه به كمك مقدّمات حكمت ، بر مفهوم دلالت مىكند . البته گاهى به‌واسطهء قرائن خاصّه ، مىتوان استفاده كرد كه وصف ، علّت منحصره است و لذا مفهوم دارد . مثل : « صلّ خلف العادل » كه از روايات استفاده مىشود اقتدا به غير عادل ، جايز نيست . و علّيّته فيما إذا استفيدت . . . مصنّف با اين عبارت ، تفصيل مرحوم علّامه حلّى را ردّ مىكند : تفصيل علّامه - ايشان در باب وصف ، قائل به تفصيل شده است ، به اين صورت كه : اگر وصف ، « علّت » باشد ، مفهوم دارد ، و گرنه مفهوم ندارد . مثلا در « أكرم زيدا العالم ، لعلمه » ، وصف داراى مفهوم است . ردّ تفصيل علّامه - مصنّف مىگويد : مجرّد علّيّت وصف ( كه آن‌هم به كمك قرائن خاصّه ، استفاده مىشود ) ، دليل نمىشود كه مفهوم داشته باشد ( زيرا ممكن است علّت ديگرى نيز وجود داشته باشد ) بلكه آنچه سبب مفهوم داشتن مىشود ، « انحصار علّيّت » است . يعنى اگر وصف ، علّت مستقلّه و منحصره باشد ( كه اين هم به كمك قرائن خاصّه است ) دلالت بر مفهوم مىكند ، و گرنه خود وصف به تنهايى دلالتى بر مفهوم ندارد . پس اگرچه وصف ، در مواردى ، مفهوم دارد ، ولى اين به وصفيّت آن ارتباطى ندارد ، بلكه از آن جهت كه علّيّت منحصره دارد ، بر مفهوم دلالت مىكند .

دليل چهارم - اصل « احترازى بودن وصف »

قائلين به مفهوم وصف مىگويند : اصل در وصف و قيد ، احترازى بودن آن است
شرح كفاية الأصول — صفحة 417 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني