تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
حفظ كلام متكلّم حكيم از لغويّت ، لازم است كه وصف ، مفهوم داشته باشد ( اگر زيد ، عالم نبود ، اكرامش واجب نيست ) . ردّ دليل دوم ( و عدم لزوم اللّغويّة بدونه . . . ) مصنّف مىگويد : برفرض كه وصف ، مفهوم نداشته باشد ، لغويّت لازم نمىآيد . زيرا فايدهء ذكر وصف ، منحصر در « مفهوم » نيست ( به‌طورى كه اگر مفهوم نبود ، وصف بىفايده شود ) بلكه ممكن است وصف ، فوايد ديگرى داشته باشد . در اينجا به ذكر سه فايده اكتفا مىكنيم : فايده اوّل - ذكر وصف به خاطر « شدّت اهتمام » است . يعنى به حكم موردى كه داراى وصف مورد نظر است ، عنايت و توجّه بيشترى نسبت به حكم مىشود ، نه اينكه در غير آن مورد ، حكم نباشد . مثلا در « اكرم زيدا العالم » وصف ( العالم ) دلالت مىكند كه اكرام در مورد اين شخص با وصف علم ، مورد اهتمام و توجّه بيشترى است ، نه اينكه در صورت فقدان علم ، اصلا اكرام منتفى شود . چنان‌كه در مثل « ايّاك و ظلم اليتيم » ، اشاره به احتراز از ظلم به يتيم ، به خاطر شدّت اهتمام به اين امر و احتراز شديد از چنين ظلمى است ، و گرنه دلالت نمىكند كه اگر يتيم نبود ، ظلم روا باشد . و يا مثل « ايّاك و غيبة العلماء » ، دلالت نمىكند كه غيبت در مورد غير علماء ، روا باشد ، بلكه شدّت اهتمام در اين مورد و احتراز شديد و اكيد نسبت به غيبت علماء ، مورد نظر است . فايده دوم - گاهى ذكر وصف به خاطر دفع اين توهّم است كه حكم در مورد وصف ، منتفى است . يعنى در مواردى ، مخاطب به خاطر ناآگاهى و جهلش ، گمان مىكند حكم در مورد وصف ، منتفى است و لذا براى دفع اين توهّم ، وصف آورده مىشود . مانند :
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ
« 1 »
هامش
( 1 ) . سورهء إسراء ( 17 ) ، آيهء 31 .