مثلا اگر در « إن جاءك زيد فأكرمه » ، زيد دو بار آمد ، وجوب اكرام تكرار نمىشود ، بلكه يك وجوب إكرام كافى است .
امّا اگر نوع و ماهيّت شرطها ، متفاوت باشد ، جزاء تكرار مىشود و لذا تداخل نيست . مثل اينكه وجوب إكرام زيد ، معلّق بر « آمدن » و « ارسال هديه » از جانب او باشد .
و التحقيق . . .
نظر مصنّف ( عدم تداخل )
مصنّف قائل به عدم تداخل است ، مطلقا ( چه جنس شرط ، متعدّد باشد و چه متّحد باشد ) . ايشان از جهت فلسفى وارد بحث شده و مىگويد :
تداخل ، امكان ندارد ، زيرا ظاهر جملهء شرطيّه ، حدوث جزاء به هنگام حدوث شرط است . يعنى هر شرطى كه حادث شود ، يك جزاى جديد را مىطلبد . مثلا در « إن جاءك زيد فأكرمه و ان ارسل اليك هدية فأكرمه » ، مجىء زيد بهعنوان يك شرط حادث ، إكرام مربوط به خودش را طلب مىكند ، و ارسال هديه نيز بهعنوان شرط حادث ديگرى ، اكرام مخصوص به خودش را مىخواهد . پس چون هر شرطى دالّ بر حدوث يك جزاء است ، اگر در جايى دو شرط باشد ، دلالت مىكند كه جزاء دو بار حادث شده است .
بسببه أو بكشفه عن سببه . . .
يعنى اينكه جزاء ، حادث مىشود ، دو صورت دارد :
1 - حدوث جزاء بهسبب همين شرط است ، مثل اينكه شرط ، سبب حقيقى باشد .
2 - حدوث جزاء به خاطر كشف از سبب حقيقى است ، مثل اينكه شرط ، سبب حقيقى و فلسفى براى جزاء نباشد ، بلكه شرط نحوى باشد . و اين شرط نحوى ، كاشف از وجود يك شرط و سبب حقيقى است كه آن شرط ، واقعا سبب اين جزاء مىباشد .
كان الأخذ بظاهرها . . .
مقصود مصنّف از اين عبارت ، بيان علّت اختيار قول به عدم تداخل است .