نيز قابل تكرار است . « 1 »
حال بحث مىشود كه آيا چون شرط ، متعدّد است ، جزاء نيز بايد متعدّد باشد ( يعنى در جزاءها تداخل نيست ) يا آنكه جزاء متعدّد نمىشود ( تداخل مىكنند ) ؟
در اينجا اقوالى است .
اقوال در مسئله
اوّل - قول مشهور : عدم تداخل
مشهور معتقدند كه چون شرط ، متعدّد است ، جزاء نيز بايد متعدّد باشد . در مثال مذكور ، « مجىء » يك وجوب إكرام ، و « ارسال هديه » نيز وجوب اكرام ديگر دارد ، به طورى كه اگر زيد آمد و هديه هم آورد ، لازم است به ازاى هر شرط ، يك جزاء ( اكرام ) باشد و لذا يك وجوب إكرام ، كفايت نمىكند .
دوم - قول محقّق خوانسارى ( تداخل )
عدّهاى ، از جمله محقّق خوانسارى ، معتقدند كه با تعدّد شرط ، جزاء متعدّد نمىشود ، بلكه يك جزاء ، كفايت مىكند .
در مثال مذكور اگر زيد همراه با هديه آمد ، يك إكرام نسبت به او كافى است . يعنى تداخل در مسبّب ( وجوب اكرام ) محقّق مىشود .
سوم - قول ابن ادريس حلّى ( تفصيل )
ابن ادريس حلّى ( ره ) بين اتّحاد جنس شروط ، و تعدّد جنس شروط « 2 » ، تفصيل مىدهد ، به اين صورت كه :
اگر شرطها از يك نوع و ماهيّت باشند ، جزاء تكرار نمىشود ، و لذا تداخل است .
هامش
( 1 ) . امّا در مثل : « اذا خفى الأذان فقصّر » و « اذا خفى الجدران فقصّر » ، اگرچه شرط ، متعدّد و جزاء ، واحد است ، ولى چون اجماع داريم كه در هر نوبت ، فقط يك نماز واجب است ، بحث از تداخل و عدم تداخل ، معنا ندارد . و به بيان ديگر : در اينجا ، جزاء ( وجوب نماز ) قابل تكرار نمىباشد .
( 2 ) . مقصود از « جنس » در اينجا نوع و ماهيّت است ، نه جنس منطقى .