تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
دلالت‌هاى سه‌گانه باشد ، درحالىكه هيچ‌كدام از دلالت‌ها وجود ندارد . و لذا با بطلان تالى ( دلالت جملهء شرطيّه بر انتفاء عند الانتفاء ، به يكى از دلالت‌هاى سه‌گانه ) ، مقدّم ( دلالت جملهء شرطيّه بر مفهوم ) نيز باطل مىشود . و قد أجيب عنه . . . مصنّف در اين عبارت اشاره دارد به جوابى كه نسبت به دلالت التزاميّه داده شده است ، به اين صورت كه : دلالت التزاميّه ثابت است و بطلان تالى فقط در مورد دلالت مطابقى و تضمّنى است . و سپس خود ايشان كه از منكرين مفهوم جملهء شرطيّه است ، با عبارت « قد عرفت » دلالت التزاميّه را نفى مىكند و مىگويد : قبلا در ردّ ادلّه قائلين به مفهوم ، بيان شد كه اگر جملهء شرطيّه بخواهد مفهوم داشته باشد ، بايد برآن خصوصيّتى كه مستتبع و مستلزم مفهوم است ، دلالت كند . يعنى ابتدا جملهء شرطيّه ، دالّ بر لزوم ترتّبى علّى انحصارى باشد ، تا از اين خصوصيّت ، مفهوم استفاده شود . درحالىكه جملهء شرطيّه نه وضعا بر چنين خصوصيّتى دلالت مىكند ، و نه با قرينهء عامّه و مقدّمات حكمت . پس بالالتزام هم دالّ بر مفهوم نيست ، و به عبارت ديگر : اگر دالّ بر انحصار باشد ، ملازمه بين « ثبوت عند الثبوت » و « انتفاء عند الانتفاء » ثابت است ، ولى معلوم شد كه بر خصوصيّت ( يعنى انحصار ) دلالت نمىكند .

وجه سوم ( ثالثها : قوله تبارك و تعالى . . . )

مصنّف دليل سوّمى را از منكرين ، بيان و سپس آن را رد مىكند به اين بيان : منكرين مىگويند : آيهء شريفهء
وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً
دلالت مىكند كه جملهء شرطيّه ، مفهوم ندارد . توضيح مطلب : سران قريش و كفّار ، به جهت مسائل اقتصادى ، دختران جوان را وادار به اعمال منافى عفّت مىكردند . آيهء شريفه در مذمّت اين كار مىفرمايد : اگر جوان‌هايتان مايل به تحفّظ و پاكدامنى هستند ، آن‌ها را به اين كار وادار نكنيد . منكرين مفهوم مىگويند : اگر جملهء شرطيّه ، مفهوم داشته باشد و بر انتفاء عند