تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
به‌جاى شرط ديگر قرار بگيرد . بلكه قائلين فقط در عالم اثبات ( دلالت و استظهار ) مىگويند : جملهء شرطيّه ، ظهور در مفهوم ( لزوم ترتّبى علّى انحصارى ) دارد ، يعنى ظهور دارد در اينكه اگر شرط ، منتفى شد ، حكم و جزاء نيز منتفى مىشود . به بيان ديگر : قائل به مفهوم ، ظهور در عالم اثبات را ادّعا مىكند و مىگويد : جملهء شرطيّه اين را مىفهماند كه اگر حكمى معلّق به شرطى شد ، آن شرط ، علّت تامّهء مستقلّه منحصره است و لذا انتفائش ، انتفاى حكم را در پى دارد . يعنى جملهء شرطيّه ظهور دارد كه علّت ، منحصره است و نايب ندارد . بنابراين سيّد ، عالم اثبات را رها كرده و در عالم ثبوت ، بحث فلسفى مىكند كه از نظر موازين عقلى ، محال نيست كه شرطى به‌جاى شرط ديگر قرار بگيرد . درحالىكه از نظر ثبوتى ، كسى قائل به محال بودن نيابت نمىباشد . و لذا شايسته بود كه سيّد در عالم اثبات بحث كند و بگويد جملهء شرطيّه ، دلالت بر مفهوم ندارد ، نه بالوضع و نه به كمك مقدّمات حكمت . دوم - مقصود اين است كه در عالم اثبات ، احتمال دارد كه نيابت شروط از يكديگر ، واقع شده باشد . و به بيان ديگر : احتمال دارد كه در عالم واقع و اثبات ، جملهء شرطيّه مفهوم نداشته باشد و بر انحصار علّيّت شرط براى جزاء دلالت نكند . مصنّف مىگويد : اگر مقصود سيّد اين باشد ، به استدلال قائلين به مفهوم ضررى نمىرساند ، زيرا به مجرّد احتمال وقوع چنين چيزى ( كه شايد به علّت نيابت شرطى از شرط ديگر ، جملهء شرطيّه مفهوم نداشته باشد ) نمىتواند با ادّعاى قائلين به مفهوم ( كه مىگويند جملهء شرطيّه ، ظهور در انحصار علّيّت و مفهوم دارد ) مقابله كند . زيرا در بحث ظهور و حجّيّت ظواهر بيان شده ، اگرچه باب احتمال خلاف ، مسدود نيست ، ولى به اين احتمال اعتنا نمىشود . مثلا در « مات زيد » احتمال داده مىشود متكلّم از اين « موت » ، ضرب و جرح شديدى را كه مشرف به موت است ، اراده كرده باشد . امّا چون كلام ، ظهور در مرگ زيد
شرح كفاية الأصول — صفحة 355 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني