باشد يا فاسق و . . . ( ايمان و كفر ، و عدل و فسق از حالات است ) و يا « عالم » در مثل « أكرم عالما » ، اطلاق احوالى دارد ، و لذا إكرام عالم ، واجب است مطلقا ، يعنى عالم ، عادل باشد يا فاسق ، هاشمى باشد يا غير هاشمى و . . . ، در قضاياى شرطيّه ، مثل « إن جاءك زيد فأكرمه » نيز مدخول ادات شرط ، بهحسب حالات ، اطلاق دارد . و لذا إكرام زيد ، در صورت آمدنش ، واجب است مطلقا ، خواه اين آمدن ، مسبوق به امر ديگرى باشد ( مثل اينكه زيد قبل از آمدنش ، نامهاى ارسال كند ) و خواه مسبوق به چيزى نباشد ، و همينطور اين آمدن مقارن با چيز ديگرى باشد ( مثل اينكه زيد با هديه بيايد ) يا مقارن با چيزى نباشد .
پس مدخول ادات شرط ( مثل : مجىء ) اطلاق دارد و تمام حالات را مىگيرد و در مثل « إن جاءك زيد فأكرمه » چون تنها علّت اكرام ، مجىء زيد بيان شده ( و مثلا نگفته : « إن جاءك زيد و أرسل إليك كتابا قبله ، فأكرمه » ) معلوم مىشود تمام علّت و تنها علّت براى جزاء ( وجوب إكرام ) همين مدخول ( مجىء ) است ، و لذا با انتفاى شرط ، جزاء نيز منتفى مىشود ، و اين معناى « مفهوم » داشتن جملهء شرطيّه است . و لذا جملهء شرطيّه بهواسطهء اطلاق مدخول ادات شرط ، بر مفهوم ، دلالت مىكند .
ردّ راه چهارم ( و فيه أنّه . . . )
مصنّف در ردّ استدلال مذكور ( راه چهارم براى اثبات مفهوم ) مىگويد :
اگر چنين اطلاقى ، اتّفاق بيفتد ، منكر دلالت جملهء شرطيّه بر مفهوم نخواهيم بود ، ولى اشكال اين است كه : اوّلا چنين اطلاقى اتّفاق نمىافتد ، و ثانيا اگر قبول كنيم كه چنين اطلاقى اتّفاق مىافتد ، نادر خواهد بود و معلوم است كه قائلين به مفهوم ، نمىخواهند يك چيز نادر و استثنائى را مطرح كنند ، بلكه مقصودشان اين است كه جملهء شرطيّه يا به وضع و يا به كمك مقدّمات حكمت ، مفهوم دارد ، و اين دلالت بر مفهوم ، فراوان اتّفاق مىافتد .
شرح كفاية الأصول — صفحة 341
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٣٤١