تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
در اين عبارت اشاره به راه چهارم براى اثبات مفهوم است كه شرح آن به اين صورت است : تاكنون بيان شد براى آنكه جملهء شرطيّه ، مفهوم داشته باشد ، بايد بر لزوم ترتّبى علّى انحصارى ، دلالت كند و لذا عدّه‌اى خواستند از طريق تبادر ، چنين لزومى را اثبات كنند . درحالىكه تنها چيزى كه از جملهء شرطيّه ، تبادر مىكند ، مجرّد لزوم است ، و تعيين نوع لزوم ، نياز به معيّن و مرجّح دارد . و عدّه‌اى هم خواستند از طريق انصراف به فرد أكمل اثبات كنند و حال آنكه چنين انصرافى ، هم اشكال صغروى داشت و هم اشكال كبروى . و عدّه‌اى نيز از راه اطلاق ادات شرط ( تعليق ) وارد شده و گفته بودند كه مقتضاى چنين اطلاقى ، لزوم ترتّبى علّى انحصارى است و لذا جملهء شرطيّهء مفهوم دارد . اين ادّعا نيز مردود بود . اكنون راه چهارمى براى اثبات مفهوم در جملهء شرطيّه ، ذكر شده كه باز مانند راه قبلى مردود است . ثمّ انّه ربما يتمسّك . . .

راه چهارم : اطلاق مدخول أدات شرط

عدّه‌اى براى اثبات مفهوم ، به اطلاق مدخول ادات شرط ( مانند : « مجىء » در « إن جاءك زيد فأكرمه » ) « 1 » استدلال كرده و گفته‌اند : اطلاق مذكور دلالت دارد كه اين شرط ، علّت منحصره است و در نتيجه مفهوم ، ثابت مىشود . مقصود از اطلاق مدخول أدات شرط ، « اطلاق احوالى » است . توضيح مطلب - همان‌طور كه مثلا « رقبه » در « اعتق رقبة » به‌حسب حالات ، اطلاق دارد ، و لذا عتق رقبه ، واجب و مجزى است ، مطلقا ، يعنى رقبه مؤمنه باشد يا كافره ، عادل
هامش
( 1 ) . در اصطلاح نحوى ، به « جاء » كه مدخول حرف شرط ( إن ) است ، شرط و جملهء شرطيّه گفته مىشود ، چنان‌كه به « أكرمه » جزاى شرط گفته مىشود .
شرح كفاية الأصول — صفحة 340 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني