توضيح مطلب دوم - در توضيح اين مطلب به عنوان مقدّمه ، دو نكته ذكر مىشود .
اوّل - در هر جملهاى سه چيز وجود دارد :
1 - دالّ : كه همان لفظ است .
2 - مدلول : كه همان معناست .
3 - دلالت : كه حكايت دالّ از مدلول است .
دوم - اوصاف بر سه قسمند :
الف - اوصاف مدلول و معنا : مانند « جزئيّت ، كلّيّت ، نوعيّت ، فصليّت ، جنسيّت ، و . . . » .
مثلا گفته مىشود معنا اگر قابل انطباق بر كثيرين باشد ، « كلّى » است ، مانند : « انسان » كه داراى معنايى است قابل انطباق بر كثيرين ، و اگر قابل انطباق بر كثيرين نباشد ، « جزئى » مىباشد ، مانند : « زيد » . و يا اگر معنا ، متّفق الحقيقه باشد ، « نوع » است مانند : « انسان » كه داراى معناى « حيوان ناطق » است و افراد آن ( زيد ، عمرو و بكر و . . . ) در آن متّفقند ، و اگر مختلف الحقيقه باشد ، « جنس » است مانند : « حيوان » كه داراى معنايى است و افراد آن ( انسان ، بقر و فرس و . . . ) در آن مختلفند .
پس در حقيقت ، لفظ زيد يا انسان ، متّصف به جزئيّت يا كلّيّت و يا نوعيّت نمىشود ، بلكه معناست كه گاهى كلّى و گاهى جزئى است . همچنين لفظ انسان و حيوان متّصف به نوعيّت و جنسيّت نمىشود ، بلكه اين معناست كه گاهى نوع و گاهى جنس است .
ب - اوصاف دالّ ( لفظ ) : مانند « معرب و مبنى » كه وصف لفظ مىباشند ( زيرا لفظ ، يا معرب است و يا مبنى ) و همينطور اوصافى مانند : ثلاثى ، رباعى ، خماسى ، منصرف ، غير منصرف و . . . .
ج - اوصاف دلالت : مانند « نصّيّت و ظاهريّت » كه اوصاف دلالت و حكايت هستند ، مثلا اگر لفظ ، كاملا معنا را نشان بدهد و برآن دلالت كند ، بهطورى كه احتمال خلاف داده نشود ، گفته مىشود دلالتش ، نصّ است ، و گرنه ظاهر است .
شرح كفاية الأصول — صفحة 323
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٣٢٣