نمىدانند ، نماز او باطل است .
ب - كسى كه در ابتداى وقت ، فاقد آب بوده و با تيمّم نماز خوانده است ، و سپس در داخل وقت ، واجد آب شد .
در اينجا نيز برطبق مبناى كسانى كه امر اضطرارى را مجزى از امر واقعى مىدانند ، حكم به صحّت نماز او مىشود و نيازى به اعاده نيست . « 1 »
ولى برطبق مبناى كسانى كه امر اضطرارى را مجزى نمىدانند ( بلكه مىگويند امر اضطرارى تا وقتى است كه اضطرار باشد ) حكم به بطلان نماز او مىشود و بايد اعاده كند ، زيرا با رفع عذر در اواخر وقت ، معلوم مىشود كه شخص در ابتداى وقت ، مضطرّ نبوده است .
ج - كسى كه عقد را به فارسى مىخواند ، در نظر برخى ، صحيح است و در نظر عدّهء ديگرى ، باطل مىباشد .
د - معاطات در نظر برخى ، صحيح بوده و ملكيّت مىآورد ، و در نظر برخى ديگر ، باطل بوده و ملكيّت نمىآورد .
و من هنا صحّ أن يقال . . .
معناى صحّت
مصنّف مىگويد : چنانكه در مباحث صحيح و أعمّ بيان شد ، « صحّت » معناى خاصّ و اصطلاحى نزد هركس ( فقيه ، متكلّم ، اصولى ، اديب و . . . ) ندارد ، بلكه صحّت يك معناى لغوى دارد كه عبارت است از « تماميّت » ( و لذا فساد نيز بهمعناى « عدم تماميّت » است ) .
هامش
( 1 ) . مرحوم آية اللّه العظمى بروجردى در بحث اجزاء ، نظر بسيار بلندى دارند كه امام خمينى ( ره ) نيز آن را پذيرفتهاند . ايشان مىفرمايند : امر در تيمّم و امثال آن ، مجزى است ، و اگر در وقت ، عذر يا اضطرار مرتفع هم بشود ، نه اعاده مىخواهد و نه قضاء ، زيرا شخص به وظيفهء فعلى خودش عمل كرده است . چنانكه اگر شخص عاجز از قيام است ، وظيفهاش آن است كه نماز را نشسته بخواند و لذا اعاده و قضا ندارد .