تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
اوصاف اضافى ( مانند : ابوّت و بنوّت ، فوقيّت و تحتيّت « 1 » و . . . ) دو امر اضافى و نسبىاند ، و به‌حسب آثار و انظار ، به شرح زير مختلف مىشوند . اختلاف به‌حسب آثار ممكن است عملى نسبت به يك اثر ، صحيح و نسبت به اثر ديگرى ، باطل باشد ، يعنى وقتى يك اثر برآن مترتّب مىشود ، صحيح است و هنگامى كه اثر ديگرى برآن مترتّب شود ، باطل است . مثال : مسافرى كه فراموش كرده مسافر است و بايد نماز را قصر بخواند ، نمازش را تمام خوانده است . در اين صورت اگر يادش بيايد كه مسافر بوده ، نمازش صحيح و فاسد است : امّا صحيح است ، به اين معنا كه اگر وقت گذشته باشد ، قضاء ندارد ، و امّا فاسد است ، به اين معنا كه اگر وقت باقى باشد ، اعاده لازم است . پس اين نماز نسبت به اثر « وجوب قضاء » صحيح است ( يعنى قضاء نمىخواهد ) و نسبت به اثر « وجوب اعاده » فاسد است ( يعنى اعاده مىخواهد ) . اختلاف به‌حسب انظار ممكن است عملى نسبت به يك نظر فقهى ، صحيح و نسبت به نظر ديگر ، فاسد و باطل باشد . در اين‌باره به چهار مثال اشاره مىشود : الف - كسى كه بعد از شكّ در بقاء و عدم بقاى وضوء آن را استصحاب كرد و با وضوى استصحابى ، نماز خواند ، و بعدا براى او كشف خلاف شد و فهميد كه طهارت نداشته است . برطبق مبناى عدّه‌اى كه امر ظاهرى ( مستفاد از اصول عمليّه ) را مجزى از امر واقعى مىدانند ، نماز او صحيح است ، ولى برطبق مبناى عدّه‌اى كه امر ظاهرى را مجزى
هامش
( 1 ) . مثلا شخصى نسبت به فرزندش ، پدر و نسبت به پدرش ، فرزند مىباشد . و يا سطحى نسبت به سطح زيرين ، فوق و نسبت به سطح بالا ، تحت است .