تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
به دنبال دارد ، بدون اينكه امرى باشد ، يعنى همين مقدار كه شخص ، به خاك مىافتد و سجده مىكند ، عبادت صدق مىكند . و همچنين است : خضوع ، خشوع ، تسبيح و تقديس براى خداوند متعال . 3 - عبادت شأنيّه : يعنى عمل و كارى كه اگر از جانب شارع ، امر به آن تعلّق بگيرد ، عبادت مىشود . و به بيان ديگر : چنين امر عبادى از ذمّهء مكلّف ، ساقط نمىشود مگر آنكه عمل را ( كه مأمور به است ) به قصد قربت و امتثال امر بياورد . و لذا بر خلاف قسم اوّل و دوّم ، عبادت ذاتيّه و فعليّه نيست ، بلكه شأنيّه و لولائيّه است ، يعنى اگر به‌جاى نهى ، امر به آن تعلّق مىگرفت ، عمل واقعا واجب تعبّدى بود نه واجب توصّلى . مانند : روزهء عيد قربان و عيد فطر ، كه عبادت شأنيّه است ، يعنى اگر به اين روزه ، به جاى نهى ، امر تعلّق مىگرفت ، عبادى مىشد ولى چون نهى دارد ، باطل است . و مانند : نماز حائض ، كه اگر به‌جاى نهى ، امر مىداشت ، عبادى مىشد و مىبايست به قصد قربت اتيان مىگرديد ، ولى چون نهى دارد ، باطل است . مصنّف بعد از بيان أقسام عبادت مىگويد : مقصود از « عبادت » در عنوان مسئله ( آيا نهى از عبادت ، فساد مىآورد يا نه ؟ ) عبادت فعليّه ( كه الآن امر داشته باشد ) نيست ، بلكه مقصود يا « عبادت ذاتيّه » است كه نياز به امر ندارد و در صدق عباديّتش كافى است كه نهى وجود نداشته باشد ، و يا « عبادت شأنيّه » است كه اگر به‌جاى نهى ، امر مىداشت ، عبادى مىشد . بنابراين تعلّق نهى به چنين عبادتى محذور ندارد . لا ما أمر به لاجل التّعبدية . . . مصنّف پس از آنكه مقصود از « عبادت » را بيان نمود و به‌واسطهء آن ، شبههء مذكور را دفع كرد ، در عبارت فوق به سه تعريف از عبادت ( كه اوّلى مربوط به شيخ انصارى ، و تعريف دوم و سوم از محقّق قمى است ) اشاره و سپس آنها را ردّ مىكند :