تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
دليل اشاعره - دليل اشاعره بر اين مدّعا ، دو قاعده است : 1 - الشىء ما لم يجب ، لم يوجد . 2 - الشىء ما لم يمتنع ، لم يعدم . اشاعره مىگويند : هر پديده‌اى اگر بخواهد وقوع و وجود پيدا كند ، ابتدا بايد « وجوب » و حتميّت و لابديّت پيدا كند . يعنى از مرز امكان ( كه مىتواند موجود شود و مىتواند موجود نشود ) بيرون بيايد و به مرز وجوب و ضرورت ( يعنى جايى كه كنترل از دست انسان خارج شود ) « 1 » برسد و زمانى كه به اين حدّ و مرز رسيد ، موجود مىشود . و همچنين هر پديده‌اى اگر بخواهد معدوم شود ، زمانى كه از مرز امكان بيرون آمد و به مرز امتناع و لابديّت عدم ( ضرورت عدم ) رسيد ، خواه‌ناخواه معدوم مىشود . به تعبير ديگر : با وجود علّت تامّه ، معلول ، موجود مىشود ، و با عدم وجود علّت تامّه ، معلول ، معدوم است . پس شىء يا واجب الوجود است به وجود علّت تامّه ، و يا واجب العدم است به عدم وجود علّت تامّه . و لذا اختيار شخص نقشى ندارد . زيرا كسى كه مىخواهد كارى را انجام دهد ، يا علّت تامّهء آن كار هست و يا نيست . اگر علّت تامّهء آن باشد ، خواه‌ناخواه آن كار انجام مىگيرد ( چه شخص بخواهد و چه نخواهد ) و اگر علّت تامّه‌اش نباشد ، خواه‌ناخواه آن كار انجام نمىشود ( چه شخص بخواهد و چه نخواهد ) .

ردّ نظر اشاعره

عدليّه ( اماميّه و معتزله ) در ردّ نظر اشاعره از قاعدهء « الامتناع أو الايجاب بالاختيار ، لا ينافى الاختيار » بهره مىگيرند و مىگويند : وجود يك شىء ، متوقّف بر يك سلسله علل و شرايط است كه ارادهء مكلّف ، جزء اخير آنها مىباشد . يعنى اگر تمام اسباب و شرايط و مقتضيات براى كارى فراهم شد و موانع نيز بر طرف گرديد ، بايد ارادهء مكلّف ، ضميمه شود تا علّت ، تامّه گرديده و كار از
هامش
( 1 ) . البته اينجا مقصود از پديده ، فعل انسان است .