و لا يرتفع غائلته . . .
مصنّف در اين متن به دفاع اوّل و جواب آن اشاره دارد .
دفاع اوّل از صاحب فصول
در اشكال دوم گفته شد از كلام صاحب فصول لازم مىآيد « خروج » كه فعل واحد با عنوان واحد است ، هم واجب باشد و هم حرام كه اجتماع ضدّين و محال است .
در دفاع از اين اشكال گفته مىشود : ايجاب در يك زمان ، و تحريم در زمان ديگر به « خروج » تعلّق مىگيرد ، به اين صورت كه « خروج » قبل از دخول ، حرام است ( همانطور كه دخول و بقاء نيز حرام است ) ولى بعد از دخول ، چون مقدّمه واجب ( تخلّص از حرام ) است ، واجب مىباشد .
و همانطور كه در منطق بيان شده ، در تناقض ، هشت وحدت شرط است « 1 » كه يكى از آنها وحدت در زمان است ، يعنى بايد زمان دو ضدّ ، يكى باشد تا تناقض صدق كند و گرنه تناقض صدق نمىكند . در اينجا نيز چون زمان ايجاب و تحريم ، تفاوت دارد ، اجتماع ضدّان در واحدى كه داراى يك جهت باشد ، لازم نمىآيد .
جواب از دفاع اوّل
مصنّف در جواب از دفاع اوّل مىگويد : اگرچه زمان دو حكم و انشاء آن ، مختلف است ( بهطورى كه خروج ، قبل از دخول ، حرام و بعد از دخول ، واجب است ) امّا زمان خود خروج ، كه مىخواهد هم متعلّق نهى باشد و هم متعلّق امر ، واحد است ، و لذا غائله اجتماع بر طرف نمىشود .
به بيان ديگر : اوّلا شخصى كه مىخواهد خارج شود ، و ثانيا فعل خروج و ثالثا زمان آن ، واحد است و لذا در همان زمان كه شخص مشغول خارج شدن است ، خروجش منهىّ به نهى سابق و حرام است ، و در همان زمان نيز چون مقدّمه واجب است ، مأمور به
هامش
( 1 ) . البته با وحدت حمل كه ملّا صدرا بيان كرده ، در تناقض ، نه وحدت ، شرط است .