تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
چون با سوء اختيار بوده ، آن شرب خمر هرچند سبب نجات از مرگ است ، عقلا قبيح و شرعا حرام مىباشد . به بيان ديگر : اگر در مورد دوم ( كه با سوء اختيار است ) عقل و شرع ( از باب ارشاد ) مىگويد كه شرب خمر بكن ، به خاطر آن نيست كه شرب خمر ، مطلوبيّت دارد ، بلكه از باب ارتكاب اخفّ محذورين است ، زيرا محذور شرب خمر كمتر از محذور مرگ مىباشد ( حفظ نفس ، واجب اهمّ و شرب خمر ، حرام مهم است و لذا واجب اهمّ ، حرمت اين حرام را تحت الشعاع قرار مىدهد ) . بنابراين شرب خمر نيز در صورت سوء اختيار ، مانند خروج خواهد بود . فمن ترك الاقتحام . . . مصنّف در اين متن به آخرين بيان شيخ در دليل دوم ، اشاره دارد و آن را ردّ مىكند : بيان شيخ : همان‌طور كه در مورد كسى كه به مهلكه نيفتاده و شرب خمر نكرده ، مىگويند : « در مهلكه نيفتاده است ، نه اينكه شرب خمر نكرده است و اگر هم بگويند شرب خمر نكرده ، از باب سالبهء به انتفاى موضوع است » ، در مورد بحث نيز اگر شخص ، در مكان غصبى داخل نشود ، نمىگويند كه اين شخص ، خارج نشده ، بلكه مىگويند اصلا داخل نشده است و اگر هم گفته شود كه خارج نشده ، از باب سالبه به انتفاى موضوع خواهد بود . در نتيجه خروج ، مقدور نيست ، چون قبل از داخل شدن نسبت به فعل و ترك آن قدرت ندارد . ردّ بيان شيخ : همان‌طور كه در مورد به مهلكه نيفتادن شخص و شرب خمر نكردن ، هم صادق است كه « تارك القاى خودش در مهلكه است » و هم صادق است كه « تارك شرب خمر مىباشد » ، ( البته با اين تفاوت كه اوّلى ، بنفسه و دومى ، به‌واسطهء عدم القاى در مهلكه است ) در مورد بحث نيز وقتى شخص داخل نشود تا خارج گردد ، هم صادق است داخل نشده ، و هم صادق است كه خارج نشده ، البته با اين تفاوت كه داخل نشدن ، بنفسه ، ولى خارج نشدن به‌واسطه و سبب داخل نشدن است .
شرح كفاية الأصول — صفحة 171 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني