كما انقدح حال . . .
اجتماع وجوب و استحباب
مصنّف در اين عبارت اشاره دارد به اينكه حال اجتماع وجوب و استحباب در حلّ غائله اجتماع ، از مطالب گذشته معلوم مىشود ، به اين بيان : بنا بر اينكه احكام تكليفيّه ، متضادّ باشند ، گاهى اجتماع دو حكم متضادّ از قبيل « اجتماع وجوب و كراهت » ( مانند :
لا تصلّ فى الحمام ) است ، كه كيفيّت حلّ غائله اجتماع و توجيه نهى كراهتى در اقسام سهگانه عبادات مكروهه ، بيان شد . و گاهى از قبيل « اجتماع وجوب و استحباب » است ، مانند : « صلّ فى المسجد » كه هم وجوب دارد ( زيرا طبيعت نماز ، واجب است ) و هم استحباب ( زيرا با خصوصيّت « بودن در مسجد » همراه است ) . لذا مصنّف براى حلّ غائله اين اجتماع ، سه وجه بيان مىكند .
وجه اوّل ( و أنّ الأمر الاستحبابى . . . )
امر وجوبى ، « مولوى » و امر استحبابى ، « ارشادى » ( ارشاد به أفضل و اكمل افراد ) است ، يعنى شارع مقدّس مىگويد : نماز واجب را در جايى بخوان كه فضيلت و ثواب بيشترى داشته باشد . بنابراين أمر استحبابى در چنين فرضى ، بهمعناى اصطلاحى نيست تا اجتماع آن با وجوب ، از باب اجتماع ضدّان باشد .
به عبارت ديگر : بنابراين وجه ، امر مولوى با امر ارشادى ، اجتماع كرده است و اين اجتماع اشكالى ندارد .
وجه دوم ( و مولويّا اقتضائيّا كذلك )
هر دو امر ( وجوبى و استحبابى ) در مثل « صلاة در مسجد » مولوى هستند ، با اين تفاوت كه أمر وجوبى ، « فعلى » است ( يعنى وجوبش فعليّت دارد ) امّا امر استحبابى ، « اقتضائى » است ، يعنى در همين صلاة واجبى كه در مسجد خوانده مىشود ، اقتضاء و ملاك براى اينكه مستحبّ هم بشود ، وجود دارد .
بنابراين چون دو حكم وجود دارد كه يكى فعلى و ديگرى اقتضائى است ، بين آنها