جانب أمر ، صحيح است ، به خاطر اينكه نهى ، تنزيهى است نه تحريمى ) اين قسم از اقسام عبادات مكروهه ، داخل قسم دوم و از قبيل نماز در حمّام مىشود ، كه نهى در آن ارشاد است به اين صورت كه طبيعت نماز در ضمن سه فرد و خصوصيّت ، ملاحظه مىشود : فردى كه حدّ وسط است و فضيلت و منقصتى ندارد ( مانند : نماز در خانه ) ، فردى كه فضيلت دارد ( مانند : نماز در مسجد ) و فردى كه مقدارى منقصت دارد ( مانند :
نماز در موضع تهمت ) . و نهى ارشاد به اين است كه نماز را در ضمن فرد اوّل و دوّم انجام بده نه فرد سوّم .
دليل داخل شدن اين قسم در قسم دوم آن است كه بنا بر امتناع اجتماع ، و اتّحاد بودن در موضع تهمت با نماز ، عبادت بهواسطه اتّحاد عنوان موضع تهمت با آن ، تشخّص پيدا مىكند و منقصت در آن ايجاد مىشود ، يعنى همان گونه كه در قسم دوم ، « بودن در حمّام » از مخصّصات و مشخّصات نماز بود كه سبب منقصت آن مىشد ، در اينجا نيز « بودن در موضع تهمت » ، از مشخّصاتى است كه سبب منقصت نماز مىشود . « 1 »
* * * و قد انقدح بما ذكرناه : أنّه « 2 » لا مجال أصلا لتفسير الكراهة في العبادة بأقليّة الثواب في القسم الأوّل مطلقا « 3 » ، و في هذا القسم « 4 » على القول بالجواز « 5 » .
هامش
( 1 ) . چنانكه قبلا هم گذشت ، طبيعت نماز ، مخصّصات و مشخّصات زيادى دارد كه بهواسطهء آنها ، طبيعت ، مزيّت و منقصت پيدا مىكند ، مانند : بودن در مسجد كه نماز با اين مشخّصه ، فضيلت بيشترى پيدا مىكند ، و مانند : بودن در حمّام يا موضع تهمت ، كه نماز با اين مشخّصه ، فضيلت كمترى پيدا مىكند .
( 2 ) . ضمير شأن .
( 3 ) . چه بر مبناى جواز اجتماع و چه بر مبناى امتناع اجتماع . و بر مبناى امتناع نيز چه بر مبناى اتّحاد و چه بر مبناى تلازم .
( 4 ) . أى : القسم الثالث .
( 5 ) . بنا بر قول به امتناع و تلازم نيز مجالى براى تفسير كراهت در عبادت به اقليّت ثواب نيست . امّا بنا بر قول به امتناع و اتّحاد ، كراهت بهمعناى اقليّت ثواب است .