تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
خصوصيّت دارد « 1 » : 1 - در طبيعت ، نه مزيّت ايجاد مىكند و نه منقصت ، مانند : نماز در خانه كه مباح است و اگر مثلا طبيعت نماز ، صددرجه مصلحت داشته باشد ، همان را دارد ، نه كم مىشود و نه زياد . 2 - در طبيعت ، مزيّت ايجاد مىكند ، مانند : نماز در مسجد كه مستحبّ است و اگر مثلا طبيعت نماز صددرجه مصلحت داشته باشد ، صد و بيست درجه مىشود . 3 - در طبيعت ، منقصت ايجاد مىكند ، مانند : نماز در حمّام كه مكروه است و اگر مثلا طبيعت نماز صددرجه مصلحت داشته باشد ، هشتاد درجه مىشود . در اينجا نهى ، ارشاد است به اينكه مكلّف نماز را در ضمن فرد اوّل و دوّم انجام بدهد ، نه در ضمن فرد سوّم . و لا يرد عليه بلزوم . . . مصنّف در اين عبارت ، به اشكال صاحب فصول اشاره دارد و آن را ردّ مىكند :

اشكال صاحب فصول

صاحب فصول مىگويد : اگر كراهت به‌معناى اقلّ ثوابا و استحباب به‌معناى اكثر ثوابا باشد ، دو اشكال پيش مىآيد . اشكال اوّل ( در مورد كراهت ) : لازم مىآيد عبادتى كه ثوابش كمتر از عبادت ديگرى است ، متّصف به كراهت شود . مثلا اگر نماز واجب ، صددرجه و روزهء ماه رمضان نود درجه مصلحت داشته باشد ، لازم مىآيد كه روزه ، مكروه باشد . اشكال دوم ( در مورد استحباب ) : لازم مىآيد عبادتى كه نه مزيّتى دارد و نه منقصتى ( مانند : نماز در خانه ) ، متّصف به استحباب شود ، زيرا ثواب آن بيشتر از عبادتى
هامش
( 1 ) . زيرا كلّى براى آنكه در خارج وجود پيدا كند ، بايد در ضمن افراد قرار گيرد و متخصّص به خصوصيّاتى شود و از كلّيّت تجريد گردد .