تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
فعل - به‌عنوان اوّلى - مستحبّ است و هم ترك - به‌عنوان ثانوى ( انطباق ، اتّحاد و تلازم ) - از قبيل باب تزاحم مستحبّين است كه در اين صورت با فرض تكافؤ و تعادل دو طرف ، حكم به تخيير مىشود ، و گرنه أهمّ اخذ مىشود ، و مسئله از اين جهت مانند تزاحم دو واجب مىباشد ، چنان كه در بحث انقاذ غريق مطرح است . نكته : بين سه مثال مذكور تفاوت است ، زيرا مثال اوّل ( مخالفت با بنى اميّه ) هم قابل است كه « عنوان منطبق » بر ترك روزه در روز عاشورا ، و متّحد با آن باشد - چنان كه در سبب اوّل گذشت - و هم « عنوان ملازم » با ترك روزه ، ولى مثال دوّم ( حال بكاء ) و مثال سوّم ( حال دعا در روز عرفه ) فقط قابل است كه عنوان ملازم با ترك روزه باشد ، نه منطبق و متّحد ، زيرا ممكن است شخصى در روز عاشورا و عرفه ، روزه را ترك كند ولى حال بكاء و دعا نداشته باشد . فيكون كما إذا . . . مصنّف در اين متن به تفاوت بين سبب اوّل ( انطباق و اتّحاد ) و سبب دوّم ( ملازمه ) اشاره دارد و مىگويد : جايى كه عنوان ، ملازم باشد ، مانند جايى است كه عنوان ، منطبق باشد ، و تنها فرق بين آن دو در « طلب » است ، به اين بيان : آنجايى كه عنوان ، منطبق و متّحد است ، مانند : « مخالفت بنى اميّه » كه منطبق بر ترك صوم روز عاشورا است ، هم ترك صوم مطلوب است و هم مخالفت بنى اميّه ، و لذا طلبى كه به ترك صوم روز عاشورا تعلّق گرفته ، با توجّه به اينكه ترك ، متّحد با مخالفت است ، حقيقى است ، يعنى گويا با طلب كردن مخالفت بنى اميّه ، ترك صوم نيز طلب شده است ، زيرا طبق قياس مساوات اگر طلب شود شيئى كه متّحد با شيئى ديگر است ، آن شىء ديگر هم در واقع ، طلب شده است . ولى آنجايى كه عنوان ، ملازم است ، مانند « حال بكاء در روز عاشورا » و « حال دعا در روز عرفه » ، فقط اين دو حالت طلب شده است نه ترك صوم و لذا طلبى كه به ترك صوم روز عاشورا تعلّق گرفته ، مجازى است .
شرح كفاية الأصول — صفحة 126 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني