تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
به‌واسطهء اين فعل ، تقرّب بجويد ، مانند : « نماز در مكان غصبى » كه چون فعل ، غصب و تصرّف عدوانى است ، منقصت دارد و لذا بنا بر امتناع ، باطل است . پس در مورد روزهء روز عاشورا ، ارجحيّت ترك ، سبب منقصت در فعل نمىشود ، زيرا فعل ( روزه گرفتن ) در اينجا رجحان دارد و موافق با غرض مولى است ، و مانند موردى كه ترك ، رجحانى نمىداشت ، هيچ حزازت و منقصتى در فعل نمىباشد ، و لذا اگر كسى در اين روز عمدا روزه بگيرد ، عملش صحيح است .

سبب دوم ( ملازمه )

ترك در نهى كراهتى مانند ترك صوم روز عاشورا ، ملازمى دارد كه در حقيقت آن ملازم ، با داشتن ملاك و مصلحت ، مستحبّ است و محبوب و مطلوب مىباشد ، و ترك روزه در اين روز نيز به خاطر آن ملازم ، مستحبّ و محبوب شده است . در اين مورد چند مثال وجود دارد كه عبارتند از : 1 - مخالفت با بنى اميّه كه داراى ملاك استحباب است و چون ملازم با ترك روزه در روز عاشورا مىباشد ، لذا ترك روزه نيز مستحبّ مىشود . 2 - حال بكاء ( گريه ) و جزع در روز عاشورا ، داراى ملاك استحباب است و چون عادتا ملازم با ترك روزهء روز عاشورا است ، لذا ترك آن مطلوب و مستحبّ ، و فعل آن ، مكروه مىباشد . 3 - حال دعا و استغاثه در روز عرفه براى كسى كه در عرفات است ، أفضل و أرجح از روزه است . و چون ملازم با ترك روزه در آن روز است ، لذا ترك روزه نيز افضل و أرجح ، و فعل آن مكروه مىباشد . نتيجه : مواردى كه ترك عمل ، مستحبّ ، و فعل آن ، مكروه است ، يا داراى سبب انطباق و اتّحاد با عمل راجح است و يا تلازم با آن دارد ، و در هر حال ، از قبيل اجتماع امر و نهى نمىباشد تا امر به فعل و نهى به ترك ، تعلّق گرفته باشد ، بلكه در اينجا چون هم