تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
معناى اطلاق و اهمال در دليل وجوب مقصود از « اطلاق » دليل وجوب اين است كه داخل و خارج وقت ، هر دو را شامل است ، مثلا دليل وجوب ، دلالت دارد بر اينكه فلان عمل ( مانند : نماز ظهر و عصر ) چه در وقت و چه در خارج وقت واجب است و مقصود از اهمال اين است كه دليل وجوب نسبت به اينكه بعد از انقضاى وقت هم وجوب دارد ، ساكت است ، و فقط ناظر به اصل وجوب است ، بنابراين قدر متيقّن از مدلول آن اين است كه عمل در وقت باشد . معناى اطلاق و اهمال در دليل توقيت * مقصود از اطلاق دليل توقيت اين است كه وقت ( مانند : « زوال تا غروب » در نماز ظهر و عصر ) ، در تمام ملاك و تمام مراتب مصلحت ، دخالت دارد ، يعنى اگر ملاك ، صددرجه است ، وقت مذكور در تمام اين صددرجه دخالت دارد ، به‌گونه‌اى كه اگر وقت ، منقضى شود ، هيچ مقدار از ملاك نمىماند . به بيان ديگر : اطلاق در دليل وقت ، به اين معناست كه وقت و زمان در ملاك عمل ، دخيل است ، چه در مرتبهء عليا و كمال ( انجام عمل در وقت ) ، و چه در مرتبهء سفلى و نقص ( انجام عمل در خارج وقت ) ، به‌گونه‌اى كه اگر وقت تمام شود ، ملاك عمل باقى نمىماند و از بين مىرود . « 1 » اگر دليل وقت اين‌گونه باشد ، نتيجه‌اش « وحدت مطلوب » خواهد بود . زيرا مطلوب ، فقط يك چيز است و كامل و ناقص ندارد . يعنى اگر وقت ، باقى باشد ، مطلوب حاصل است ، و اگر وقت باقى نباشد ، مطلوب ، حاصل نيست و عمل بدون ملاك مىماند .
هامش
( 1 ) . مورد بحث را مىشود به مورد اطلاق در دليل شرط در نماز ، تشبيه كرد ، به اين بيان : همان گونه كه اطلاق دليل شرط به اين معنى است كه چه مكلّف متمكّن از انجام شرط باشد و چه نباشد ، شرطيّت ، ثابت است ، و بنابراين هنگام تعذّر ، اصل مشروط منتفى خواهد بود ، اطلاق در دليل وقت هم به اين معنى است كه چه در وقت باشد و چه در خارج وقت ، وقت در ملاك دخيل است و بنابراين هنگام خروج وقت ، اصل ملاك از بين مىرود .