تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦

تبعيّت قضاء از امر جديد يا از امر اداء

مصنّف در اين عبارت ، بحث تبعيّت قضاء از امر جديد يا امر اداء را مطرح مىكند ، به اين بيان : در بحث قبلى ذكر شد ، واجب موقّت ، واجبى است كه شرعا براى انجام آن‌وقت خاصّى ، تعيين شده است ، مانند : نمازهاى يوميّه ، روزهء ماه رمضان و . . . حال اگر وقت بگذرد و واجب ( چه سهوا و چه عمدا ) انجام نشود ، بحث اين است كه مكلّف با چه دليل مكلّف بايد اين عمل را در خارج وقت ، به‌عنوان قضاء انجام دهد ؟ آيا دليل آن ، همان دليل اداست ( يعنى دليلى كه مثلا نماز ظهر را به‌عنوان اداء واجب نموده ، در خارج وقت هم آن را به‌عنوان قضاء واجب مىكند ) يا اينكه دليل جديد و جداگانه‌اى غير از دليل اداء مىخواهد ؟ اين همان بحث معروفى است كه گفته مىشود : آيا قضاء ، تابع اداست يا اينكه قضاء ، واجب جديدى است كه نياز به دليل و امر جديدى دارد ؟ براى تنقيح و تحرير اين بحث و تحقيق در مسئله و معلوم شدن حقّ در آن ( كه آيا قضاء ، تابع اداست يا دليل جديد مىخواهد ) ، بايد اقسام توقيت در واجب را بيان ، و مطلب را در هر قسم ، بررسى كرد .

اقسام توقيت

توقيت به يكى از دو طريق انجام مىشود :

1 - دليل متّصل

در اين طريق ، توقيت ، به واسطهء دليل اصل وجوب عمل ( يعنى دليل اينكه عمل در فلان وقت ، واجب است ) ثابت مىشود ، به‌طورىكه شارع با يك دليل هم اصل وجوب عمل و هم موقّت بودن آن را بيان كرده است . مانند : « أقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق الليل » ، كه در اين يك كلام ، هم اصل وجوب صلاة ظهر و عصر ، و هم توقيت آنها به اين محدوده از زمان ( بين زوال تا غروب آفتاب ) بيان شده است ، به‌گونه‌اى كه قبل و بعد از آن ، مشروعيّت و جواز ندارد .