تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
ب : تدريجى و طولى : مثل اينكه نماز ظهر در اول يا وسط و يا آخر وقت خوانده شود . و همان گونه كه عقل در افراد دفعى حكم مىكند كه مكلّف در انجام هريك مخيّر است ، در افراد طولى نيز با قطع نظر از فضيلت و استحباب برخى از افراد ( مانند : اوّل وقت ) حكم مىكند كه مكلّف در انجام هريك مخيّر است . به عبارت ديگر : شكّى نيست كه عقل در افراد عرضى حكم مىكند كه مكلّف مخيّر است نماز را در ضمن هر فردى كه مىخواهد ، انجام دهد ( با لباس سفيد بخواند يا غير آن ، در خانه بخواند يا در مسجد و . . . ) ، در افراد طولى نيز حكم مىكند كه مكلّف : مخيّر است نماز را در ضمن هر فردى كه مىخواهد ، انجام دهد ( در ساعت اوّل بخواند يا در ساعت دوم يا ساعت سوم و . . . ) . 2 - مثال عرفى : اگر مولا بگويد : « اضرب زيدا » ، ضرب ، واجب موسّع است و داراى دو نوع افراد مىباشد : الف : عرضى و دفعى : مثل اينكه زدن با دست باشد يا پا ، با دست چپ باشد يا دست راست ، با يك دست باشد يا دو دست و . . . ب : طولى و تدريجى : مثل اينكه زدن در ساعت اول باشد يا ساعت دوم يا ساعت سوم و . . . . در اينجا نيز تخيير ، هم در افراد عرضى ، « عقلى » است و هم در افراد طولى ، زيرا عقل مىگويد : مولا طبيعت زدن را مىخواهد ، و اين زدن ، افراد متساوى دارد و بين افراد آن تفاوتى نيست . و لا وجه لتوهّم . . . مصنّف پس از آنكه در واجب موسّع ، بين افراد طولى آن همانند افراد عرضى ، « تخيير عقلى » قائل شد ، در اين متن به توهّم « 1 » درباره اينكه تخيير در مقام ، « شرعى » است ، اشاره دارد ، و آن را رد مىكند . به اين بيان :
هامش
( 1 ) . اين توهم را به مرحوم علّامه و جماعتى نسبت داده‌اند .