اين قطعهها كه اقلّ است ، در ضمن آن ، وجود ممتاز و جداگانهاى خواهد داشت ، بهگونهاى كه مىتوان آن را نشان داد .
مانند اينكه كسى ابتدا خط يك مترى ترسيم كند و سپس با مقدارى فاصله ، آن خط يك مترى را ادامه دهد تا به دو متر برسد . در اين صورت اكثر ، متضمّن اقلّ هست ، بهطورىكه وجود اقلّ ، وجود منحاز و مستقلّى است ، يعنى معلوم است كه مثلا تا اينجا مرز اقلّ است و از آن به بعد ، مرز اكثر .
مثال واضحتر ، همان تسبيحات اربعه است ، كه يك بار گفتن آن ، اقلّ و سه بار گفتن آن ، اكثر است . امّا اين اكثر ، يك وجود واحد و مستمرّ ندارد ، بلكه متشكّل از سه قطعه تسبيح است بهطورىكه وقتى اين سه قطعه ( كه جدا از يكديگرند ) به يكديگر وصل شده و دنبال هم گفته شود ، اكثر حاصل مىشود . در اينجا اگرچه أقلّ ( يكبار گفتن ) در ضمن اكثر ( سه بار گفتن تسبيحات ) وجود دارد ، امّا وجود اقلّ در اكثر ، وجود مستقلّ و جداگانهاى است ، به اين صورت كه شخص ، ابتدا تسبيحات اول ، و سپس تسبيحات دوم و سوم را مىگويد ، يعنى اين تسبيحات با فاصله انجام مىشود .
مستشكل مىگويد : در اين قسم كه اكثر وجود واحد ندارد و اقلّ در ضمن آن وجود مستقلّى دارد ، تخيير امكان ندارد ، زيرا اگرچه مىتوان اقلّ را جداگانه اتيان كرد ، امّا از آن طرف براى اتيان اكثر ، ابتدا بايد اقلّ انجام شود ، و به محض انجام گرفتن اقلّ ، يكى از دو واجب تخييرى ، انجام مىگيرد و ديگر غرضى باقى نمىماند تا نوبت به انجام اكثر برسد ، و لذا وجوب اكثر ، ساقط و فقط وجوب أقلّ مىماند ، كه در اين صورت تخيير بين اقلّ و اكثر ، معنا نخواهد داشت .
جواب اشكال ( قلت )
مصنّف در مقام جواب از اشكال مذكور مىگويد : تخيير بين اقلّ و اكثر امكان دارد ، چه در فرضى كه اقلّ در ضمن اكثر ، وجود مستقلّى نداشته و مندكّ و مضمحل باشد ، و چه در فرضى كه اقلّ ، وجود مستقلّ و جدا از اكثر داشته باشد . زيرا اقلّ در هر دو فرض ،
شرح كفاية الأصول — صفحة 455
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٤٥٥