نتيجه : اقلّ با حدّ و مرزى كه دارد ( به شرط لا و عدم انضمام زائد ) داراى ماهيّتى مستقلّ ، و اكثر نيز با حدّ و مرزى كه دارد ( به شرط شىء و انضمام زائد ) داراى ماهيّت مستقلّ ديگرى مىباشد ، زيرا « به شرط لا » غير از « به شرط شىء » است ، و هركدام بهطور مستقلّ ، واجب ، و مكلّف در انجام آن مخيّر خواهد بود .
اشكال ( ان قلت . . . )
ممكن است بر مصنّف اشكال شود كه :
قبول داريم كه تخيير بين اقلّ و اكثر ، امكان دارد ، امّا اين در جايى است كه اكثر ، وجود واحد و مستمرّ داشته باشد و متشكّل از چند وجود نباشد .
بيان مطلب : « اكثر » بر دو قسم است :
1 - داراى وجود واحد و مستمرى است كه اقلّ در ضمن آن ، وجود جداگانهاى ندارد ، بلكه وجودش فانى و ذوب در وجود اكثر است بهطورىكه نتوان گفت اين اكثر است و آن اقلّ .
مانند اينكه كسى ابتدا خط يك مترى ترسيم كند و سپس همين خط را بدون فاصله ادامه دهد و آن را به دو متر برساند .
در اينجا اقلّ ( خط يك مترى ) در ضمن اكثر ( خط دو مترى ) وجود دارد ، امّا اين وجود ، وجود فانى و ذوب شده در اكثر است ، يعنى وجود ناپيدا مىباشد .
مستشكل مىگويد : در اين قسم كه اقلّ ، وجود فانى در اكثر دارد ، مىتوان گفت كه تخيير بين اقلّ و اكثر ، امكان دارد ، به اين صورت كه شخص مىتواند اقلّ را انجام دهد و مثلا خط يك مترى را كه به شرط لا است ( به شرط عدم انضمام زائد ) ترسيم كند ، و مىتواند اكثر را انجام دهد و مثلا خط دو مترى را كه به شرط شىء است ( به شرط انضمام زائد ) ترسيم كند .
2 - داراى وجود واحد و مستمرّى نيست ، بلكه قطعهقطعه و جداجدا است ، بهگونهاى كه وقتى اين قطعهها كنار هم قرار مىگيرند ، اكثر تشكيل مىشود ، و هركدام از
شرح كفاية الأصول — صفحة 454
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٤٥٤