ردّ قول به محال بودن تخيير در اقلّ و اكثر ( لكنّه ليس كذلك . . . )
مصنّف در ردّ قول مذكور مىگويد : تخيير در اقلّ و اكثر هم امكان دارد . و اينكه گفته شد : « اتيان اكثر ، امكان ندارد مگر آنكه اقلّ نيز در ضمن آن قرار دارد » صحيح نيست ، زيرا اقلّ از دو جهت مورد ملاحظه قرار مىگيرد كه از يك جهت « مستقلّ » ، و از جهت ديگر در ضمن اكثر است . دو جهت عبارتند از :
1 - أقلّ بما هو اقلّ : با اين ملاحظه ، أقلّ در مقابل اكثر قرار مىگيرد و « به شرط لا » است ، يعنى به شرط آن است كه زائد روى آن نيايد . شكّى نيست كه اين « اقلّ » با حدّ و مرز و حوزهء استحفاظى و مستقلّى كه دارد ، يك چيز جداگانهاى است كه در حريم اكثر پيدا نمىشود ، يعنى در اكثر با آن حدّ و مرزى كه براى خودش دارد ( كه به شرط شىء و زياده است ) چنين اقلّى ( كه به شرط لا است ) وجود نخواهد داشت .
2 - أقلّ بما هو جزء للأكثر : با اين ملاحظه ، أقلّ در مقابل اكثر نيست و وجود مستقلّ و جداگانه ندارد ، بلكه در ضمن اكثر و به منزلهء جزئى از اكثر است ، بهگونهاى كه در اكثر ، مندكّ و مضمحل و منحلّ مىباشد .
با اين توضيح ، معلوم شد كه اگر أقلّ از جهت اوّل ( اقلّ بما هو اقلّ ) كه همان اقلّ به شرط لا است ، مورد ملاحظه قرار گيرد ، حريم و حوزهاى دارد كه در اكثر نيست ، و اكثر نيز بما هو اكثر ( به شرط شىء و زياده ) حريم و حوزهاى جداگانه دارد ، يعنى بين ماهيت « به شرط لا » و ماهيت « به شرط شىء » دوگانگى و تباين است . و وقتى كه چنين شد تخيير بين آن دو ، اشكالى ندارد . يعنى مكلّف ، مخيّر است بين اينكه اقلّ را بياورد و مثلا يك تسبيح بگويد ( نه كم و نه زياد ) ، و بين اينكه اكثر را بياورد و مثلا سه تسبيح بگويد ( نه كم و نه زياد ) . در اين صورت بايد توجّه داشت كه تخيير فقط بين « يك بار » و « سه بار » است ، و اگر كسى نخواست يك بار را انجام دهد ، نمىتواند تسبيح را دو بار بخواند ، زيرا ثمره فقط بر يك يا سه بار گفتن مترتّب است .
و به عبارت ديگر : مكلّف در انجام اقلّ با ملاحظهء عنوان « به شرط لا » ، و اكثر با ملاحظهء عنوان « به شرط شىء » مخيّر است . و اينچنين نيست كه أقلّ با اين ملاحظه در