تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
ايشان مىگويد : اگر امر به يكى از دو شىء تعلّق بگيرد ( مثل اينكه مولا بگويد : زيد را با اطعام و يا با بوسيدن دست او ، اكرام كن ) و يا به يكى از اشياء ( مانند : خصال كفارات روزه ) تعلّق بگيرد ، شكّى نيست كه در چنين موردى حكم به تخيير در انجام متعلّق امر ، خواهد شد ، ولى در اينكه چه نوع « تخيير » است ، اقوالى وجود دارد .

اقوال در واجب تخييرى

قول اوّل « 1 » : هركدام از دو يا چند چيز ، به نحو تخيير ، واجب است ، مانند : خصال كفّارات ، كه هريك از « عتق » ، « اطعام ستّين مسكين » و « صيام ستّين يوم » ، به نحو تخيير متعلّق وجوب مىباشد . و معناى واجب تخييرى اين است كه : ترك هريك جايز نيست مگر اينكه جايگزين و بدلش انجام شود . مثلا ترك عتق ، جايز نيست مگر اينكه اطعام يا صيام انجام شود ، به اين معنا كه اگر كسى عتق رقبه نكرد ، لااقلّ بايد 60 روز روزه بگيرد و اگر اين كار را هم نكرد ، لااقلّ بايد 60 مسكين را اطعام كند . « 2 » قول دوّم « 3 » : يكى از دو يا چند چيز ، بدون تعيين ، واجب است ، نه همهء آنها . يعنى در واقع ، عنوان « أحدهما » ( در دو چيز ) يا « أحدها » ( در چند چيز ) كه لا بعينه از جهت مصداق و مفهوم است ، واجب مىباشد ، مانند اينكه در خصال كفّارات ، يكى از سه چيز ، بدون تعيين ، واجب باشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . عبارت « وجوب كلّ واحد على التخيير » به اين قول اشاره دارد . ( 2 ) . در اين صورت ، ترك جميع ، جايز نيست ، و شخص نسبت به آن معاقب خواهد بود . و اتيان جميع نيز لازم نيست ، مثلا مكلّف ، ملزم نيست كه تمام خصال كفّارات را باهم انجام دهد ( البته در جايى كه افطار به حرام نكند ) ، بلكه با اتيان يكى از آنها ، به تكليف عمل كرده و لذا غرض ، حاصل و امر ، ساقط مىشود . ( 3 ) . عبارت « أو وجوب الواحد لا بعينه » اشاره به اين قول دارد . ( 4 ) . بيان خواهد شد كه مقصود از « غير معيّن » ( لا بعينه ) آيا غير معيّن مفهومى است ( يعنى مفهوم أحدهما - در دو چيز - يا مفهوم أحدها - در چند چيز - واجب است ) يا غير معيّن مصداقى است ( يعنى فرد مردّد بين دو يا چند چيز ، واجب است ) . و همين‌طور بيان خواهد شد كه آيا قول به واجب غير معيّن ، معقول است يا نه ؟
شرح كفاية الأصول — صفحة 441 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني