تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
و أمّا بناء على أصالة الماهيّة . . . مصنّف در اين متن ، كيفيّت تعلّق اوامر به طبايع را بر مبناى اصالت الماهيه بررسى مىكند و مىگويد : بايد ديد كسانى كه ماهيّت را اصيل مىدانند « 1 » ، در اين رابطه چه مىگويند ؟ مسلّما قائلين به اصالت الماهيه ، نمىتوانند ادّعا كنند كه اوامر به طبيعت بما هى ، تعلّق مىگيرد ، زيرا به اعتقاد اين گروه نيز « الماهية من حيث هى ، ليست الّا هى » ، يعنى اين عدّه هم مىگويند : ماهيت بما هى ، نه موجود است و نه معدوم ، و لذا نه مطلوب و محبوب است و نه مبغوض و منهىّ . « 2 »
هامش
( 1 ) . مرحوم مير داماد ، قائل بود كه ماهيّت اصيل است ، ولى مرحوم ملا صدرا بر خلاف استادش ، قائل بود كه وجود ، اصيل است . با اينكه خود ايشان در اوايل جلد اوّل اسفار ، اعتراف مىكند كه ابتدا از متعصّبين در اصالت ماهيت بودم و خيلى از آن دفاع مىكردم ، ولى بعدا بر اثر هدايت خداوند ، به سمت اصالت وجود و اعتباريّت ماهيت رفتم . حضرت آية اللّه العظمى صالحى مازندرانى ، در ادامه فرمودند : « در عصر حاضر ، اكثرا قائل به اصالت وجودند و اصالت ماهيت طرفدارى ندارد . در سال‌هاى 1333 تا 1336 ( ه . ش ) و در ايّامى كه مشهد بوديم ، اصالت ماهيت طرفدار زيادى داشت ، و حتى برخى از مشايخى كه آنها را درك كرديم و در درس معقولشان حاضر شده و از مستشكلين بوديم ، به اصالت ماهيّت قائل بودند . در آنجا به مزاح مىگفتيم : مشهد ، پايتخت ماهيت ، و قم ، پايتخت وجود است » . ( 2 ) . كسانى كه به اصالت وجود قائلند ، مشكلى ندارند ، زيرا مىگويند : آنچه در اوامر ، مطلوب است ، ماهيّت با قيد وجود است ، و معلوم است كه وجود ، منشأ آثار مىباشد ، و ماهيت موجوده مىتواند محبوب يا مبغوض باشد . امّا كسانى كه ماهيّت را اصيل مىدانند ، چه چيزى را كنار ماهيت مىگذارند تا منشأ آثار شود ؟ ! همان‌طور كه در منظومه حاجى سبزوارى آمده ، قائلين به اصالت ماهيّت ، مىگويند : ماهيّت ، يك حيثيّتى را از سوى جاعل و خالق مىگيرد تا بتواند منشأ آثار شود . بايد از اين عدّه پرسيد كه آن حيثيّت مكتسبه از جاعل ، چيست ؟ يا بايد « وجود » باشد و يا « ماهيّت » . بر مبناى ايشان آن حيثيّت ، وجود نمىتواند باشد ، چون امر اعتبارى است ، و غير از وجود هم كه عدم است ، و عدم نمىتواند كارى كند كه چيزى منشأ آثار شود . پس به ناچار بايد بگويند كه آن حيثيّت مكتسبه ، همان وجود است و در نتيجه اصالت با وجود خواهد بود ، زيرا اصالت با چيزى است كه منشأ آثار خارجى باشد .
شرح كفاية الأصول — صفحة 426 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني