تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
مقام امتثال ، خصوصيّات فرديّه را به قصد امر بياورد ( يعنى به اين قصد بياورد كه اين خصوصيات ، امر دارند ) تشريع و بدعت است ، زيرا شارع مقدس نگفته است . بل فى المحصورة . . . مصنّف در اين عبارت نيز درصدد تشبيه احكام شرعيّه به بحث منطقى است و لذا مىگويد : نه تنها مورد بحث مانند قضاياى طبيعيّه است ، بلكه شبيه قضاياى محصوره نيز مىباشد . توضيح كلام ايشان ، متوقّف بر اين است كه به‌معناى قضاياى محصوره اشاره شود . قضاياى محصوره قضاياى محصوره ، قضايايى هستند كه داراى سور ( كلّى يا جزئى ، ايجاب يا سلب ) باشند ، و لذا بر چهار قسم تقسيم مىشوند كه عبارتند از : الف : موجبهء كلّيّه ب : موجبهء جزئيّه ج : سالبه كليّه د : سالبه جزئيّه . در مثل موجبهء كليّه ( مانند : « كلّ انسان كاتب بالقوّه » ) در اينكه حكم به چه چيزى تعلّق مىگيرد ، دو مبنا وجود دارد : 1 - حكم در اين قضايا به « افراد و اشخاص » تعلّق دارد ، نه به طبيعت كلّى . و لذا معناى « كلّ انسان كاتب » اين است كه : « زيد كاتب » ، « عمرو كاتب » ، « بكر كاتب » و . . . البته چون افراد يك كلّى ، ممكن است بسيار زياد باشند و نمىتوان به ازاى هر فردى ، يك قضيّه ساخت ، براى سهولت كار ، حكم به يك عنوان كلّى تعلّق مىگيرد . 2 - حكم در اين قضايا به « طبيعت » تعلّق مىگيرد . مصنّف اين مبنا را اختيار مىكند و مىگويد : مطابق تحقيق ، در قضاياى محصوره هم ( همانند قضاياى طبيعيّه ) حكم به طبيعت تعلّق مىگيرد ، و خصوصيّات فرديّه كمترين نقشى در حكم ندارند . مثلا در « كلّ انسان كاتب » ، اين كتابت بالقوّه ، براى طبيعت انسان است ، و خصوصيّات فرديّه انسان‌ها ( مانند : كوتاهى و بلندى ، چاقى و لاغرى ، سفيدى و سياهى و . . . ) در اين حكم ، دخلى ندارند .