عدم اتيان اهمّ باشد ) ، ديگر در مقام اثبات و وقوع ، به دليل جداگانه و اضافه بر دليل امكان عقلى ، نيازى نيست ، زيرا وقتى امكان عقلى آن ثابت شد ، وقوعش مسلّم خواهد بود .
بيان مطلب : كلام مصنّف را در ضمن مثال « انقاذ غريق » توضيح مىدهيم ، به اين بيان : اگر مكلّف در آخر وقت ، قصد دارد نماز بخواند و در اين حال ، مؤمنى در حال غرق شدن باشد ، يعنى وقت به اندازهاى است كه اين شخص يا بايد انقاذ غريق كند و يا نماز بخواند ، معلوم است كه انقاذ غريق ، اهمّ و خواندن نماز ، مهمّ است .
حال اگر قائل شويم كه ترتّب ، عقلا محال است و امكان ندارد ، مكلّف ناچار است كه به امر اهمّ عمل كند و غريق را نجات دهد ، و در نتيجه امر مهمّ ( صلاة ) بهطور كلّى منتفى مىشود ، زيرا در فرض مذكور ، امر بهطور كلّى براى اهمّ است و مهمّ اصلا امر ندارد ، نه بهطور مطلق و نه بهطور مشروط .
امّا اگر قائل شديم كه ترتّب ، امكان عقلى دارد ، عقل مىگويد : امر به أهمّ ( انقاذ غريق ) مطلق است ، و امر به مهمّ ( صلاة ) مشروط به عصيان امر اهمّ است ، و لذا اگر مكلّف ، اهمّ را ترك كرد و انقاذ غريق نكرد ، اتيان مهمّ امر دارد و بر او واجب است كه اتيان كند . و در نتيجه بين خطابهاى اهمّ و مهمّ ، هنگام مزاحمت اينگونه جمع خواهد شد ، و ديگر دليل جديد و جداگانه براى وقوع ترتّب لازم نيست .
به بيان ديگر : وقتى امكان عقلى ترتّب ثابت شد ، در موردى كه خطاب اهمّ با خطاب مهمّ مزاحمت پيدا كرد ، به مقدار لازم ، از مهمّ دست برداشته مىشود ، و مقدار لازم اين است كه مكلّف بخواهد اهمّ را انجام دهد كه در اين صورت مهمّ را رها مىكند ، ولى اگر نخواست اهمّ را انجام دهد ، بايد مهمّ را اتيان كند . در نتيجه اگر كسى اهمّ را ترك كرد و مهمّ را انجام داد ، اين فعل مهمّ ( مانند : صلاة ) بنا بر ترتّب ، امر دارد و لذا صحيح است .
* * *
شرح كفاية الأصول — صفحة 404
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٤٠٤