تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
اتيان امر به مهمّ ( صلاة ) را ، عصيان امر به اهمّ ( ازاله ) قرار داده و چون عصيان ، دو رتبه متأخر از اتيان صلاة است ( به دليل اينكه پس از تعلّق امر به صلاة و بعد از اتيان آن ، عصيان محقّق مىشود ) اتيان صلاة از قبيل مشروط به شرط متأخّر است ، و اين همان معناى ترتّب امر به مهمّ بر امر به اهمّ مىباشد ، يعنى امر به صلاة ، در عرض امر به ازاله نيست ، بلكه در طول آن است ، به‌طورىكه اگر مكلّف ، مثلا ازاله را دون شأن خود دانست و آن را ترك كرد و از اين بابت دچار معصيت شد ، لااقلّ نماز را بخواند . تا اينجا معلوم شد كه امر مهمّ در طول امر اهمّ و مترتّب برآن است ، به‌طورىكه اگر اهمّ ، عصيان شد ، نوبت به مهمّ مىرسد . امّا اگر عصيان نكند و بنا داشته باشد كه ازاله كند ، نوبت به صلاة نمىرسد .

2 - به نحو شرط متقدّم يا مقارن ( أو البناء . . . )

« شرط متقدّم » به اين صورت است كه : شارع ابتداء « ازاله » ( واجب أهمّ ) را متعلّق أمر قرار داده و به مكلّف مىگويد : « أزل النّجاسة » و در آن زمان « صلاة » ( واجب مهمّ ) را متعلّق امر قرار نمىدهد تا محال لازم آيد ، بلكه مىگويد : به مجرّد اينكه تصميم دارى « 1 » نسبت به امر ازاله ، عصيان كنى و آن را انجام ندهى ، لااقلّ نماز را بخوان تا علاوه بر ازاله ، صلاة هم ترك نشود . در اين فرض ، شارع ، شرط اتيان امر به مهمّ ( صلاة ) را مجرّد قصد و بناى بر عصيان امر به اهمّ ( ازاله ) قرار داده و چون مجرد قصد و بناى برآن نسبت به انجام نماز ، تقدّم دارد ، اتيان نماز از قبيل مشروط به شرط متقدّم است ، و اين همان معناى ترتّب امر به مهمّ بر امر به اهمّ مىباشد ، به‌گونه‌اى كه مولى مىگويد : اگر الآن قصد دارى در آن‌وقتى كه ازاله واجب است ، ازاله نكنى ، پس نماز بخوان . امّا « شرط مقارن » به اين صورت است كه : شارع ، شرط اتيان امر به مهمّ ( صلاة ) را بقاء قصد و بناى بر عصيان امر به اهمّ ( ازاله ) قرار دهد و به مكلّف بگويد : در همان لحظه‌اى كه تصميم بر عصيان امر ازاله دارى ، از همان لحظه ، امر به صلاة تعلّق مىگيرد .
هامش
( 1 ) . به‌خلاف صورت قبل كه مىگفت : « اگر معصيت كردى و اهمّ را ترك نمودى . . . » .