تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
ولى اگر قائل شويم امر به شىء ، چنين اقتضائى را ندارد ، در اين صورت ، با اينكه امر به مثل ازاله وجود دارد ، ولى اگر كسى ازاله نكند و نماز بخواند ، نمازش باطل نمىباشد و تنها به خاطر ترك ازاله ، مرتكب معصيت شده است . و عن البهائى ( ره ) . . . شيخ بهايى قدّس سرّه اين ثمره را انكار كرده است . مصنّف ابتدا ادّعاى ايشان را مطرح و سپس آن را نقد مىكند . بيان شيخ بهايى در انكار ثمره شيخ بهائى مىگويد : ثمره‌اى كه بيان شد ، درست نيست و در صورت ترك ازاله ، نماز باطل است ، چه امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ باشد و چه نباشد ، زيرا اگر مقتضى نهى از ضدّ نباشد ، در اين فرض بطلان نماز به خاطر اين است كه امر ندارد ، زيرا مولى كه نمىتواند به ضدّين ، امر كند ، يعنى هم صلاة را بخواهد و هم ازاله را . و لذا در اين صورت ، چون صلاة بدون امر خواهد بود ، باطل مىباشد . و اگر مقتضى نهى از ضدّ باشد ، در اين فرض بطلان نماز به خاطر وجود نهى است . و به بيان ديگر : اگر امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ نباشد ، اگرچه مانعى در كار نيست ، امّا بطلان نماز مستند به عدم مقتضى ( نبودن امر ) خواهد بود . و اگر امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ باشد ، صلاة اگرچه مقتضى دارد ( زيرا امر دارد ) ولى مانع ( نهى ) سبب بطلانش مىشود . نقد كلام شيخ بهائى ( و فيه . . . ) مصنّف در ردّ كلام شيخ بهائى و در تأييد ثمرهء مزبور ، مىگويد : اينكه شيخ بهائى فرمود : « اگر امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ نباشد ، بطلان صلاة به خاطر فقدان امر است » ، صحيح نمىباشد ، زيرا عمدهء فقها قائلند كه نماز را مىتوان بدون امر ، و تنها به عنوان اينكه محبوب و مطلوب مولى است و ملاك و مصلحت دارد ، انجام داد . به عبارت ديگر : ممكن است بر مبناى شيخ بهائى و امثال ايشان ( كه معتقدند عبادت ، حتما امر مىخواهد ) ثمرهء مزبور صحيح نباشد ، امّا ديگران معتقدند كه عبادت ،