مىكند كه وقتى آن چيزها خلق شود ، در پيرامون و اطرافشان ، امور ديگرى خودبخود ، منخلق و منجعل مىشوند ، و نيازى به جعل مستقلّ ( نه بسيطا و نه تأليفا ) ندارند .
مانند : « لوازم ماهيّت » كه با خلق و جعل خود ماهيّت ، منجعل مىشوند . مثلا با جعل « أربعه » ، « زوجيّت » كه لازمهء ماهيت آن است نيز خودبخود منجعل مىشود .
براى آنكه مطلب واضحتر شود ، به « اقسام لازم » اشاره مىشود .
اقسام لازم
همانطور كه در منطق ذكر شد ، « لازم » بر سه قسم است :
1 - لازم وجود خارجى : يعنى لازمى كه با وجود خارجى همراه است ، مانند :
« حرارت » براى آتش ، يا « برودت » براى آب . در اينجا واضح است كه آتش خارجى ، حرارت دارد و آب خارجى ، بارد است . و گرنه آتش ذهنى ، حرارت ندارد و آب ذهنى ، برودت ندارد .
2 - لازم وجود ذهنى : يعنى لازمى كه با وجود ذهنى همراه است ، مانند « كلّيت » ، « نوعيّت » ، « جنسيّت » و تمام معقولات ثانى .
مثلا « انسان » در ذهن ، كلّى است و اين كلّيت ، لازمهء مفهوم انسان است كه در ذهن مىباشد . امّا همين انسان ، اگر در خارج بيايد ، « شخص » مىشود ( مانند : زيد ، عمرو ، بكر و . . . ) ، و لازمهء آن ، كليّت نخواهد بود .
3 - لازم ماهيّت : يعنى لازمى كه در متن و عمق ماهيّت است ، بهگونهاى كه اگر ماهيّت در ذهن باشد ، اين لازم نيز همراه آن است ، و اگر در خارج باشد ، باز لازم همراه آن است . مانند « زوجيّت » كه لازم ماهيّت « أربعه » است ، و لذا اگر ماهيّت أربعه در ذهن باشد ، زوج است ، و اگر در خارج باشد ، باز هم زوج است . و اين زوجيّت مانند ميخى است كه در متن و عمق ماهيت اربعه ، كوبيده شده و آن را رها نمىكند .
لازم ماهيّت ، نمىتواند مجعول باشد ، بلكه منجعل است . مثلا ذات مقدّس بارى ، « أربعة » را جعل كرده است ، امّا زوجيّت را جعل و خلق نكرده است ، بلكه وقتى أربعه خلق شد ، زوجيّت ، خودبخود منجعل است ، يعنى اينطور نيست كه خداوند يك بار
شرح كفاية الأصول — صفحة 319
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٣١٩