تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
مصنّف معتقد است كه ثمره دارد ، و ثمره‌اش عبارت است از « ملازمه بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه » ، به‌طورىكه اگر قائل به ملازمه باشيم ، مقدّمهء واجب ، واجب است و اگر ملازمه را قبول نداشته باشيم ، مقدّمهء واجب ، واجب نخواهد بود . و اين ثمره ( ملازمه ) هم دست‌مايه و كمكى براى استنباط احكام شرعى كلّى قرار مىگيرد ، به اين صورت كه « ملازمه » به‌عنوان كبرا در كنار يك صغراى وجدانى قرار گرفته و نتيجهء آن ، حكم شرعى فرعى خواهد بود . مثال : صغرى : المشى الى الحجّ ، مقدّمة للواجب ( أى : الحجّ ) . كبرى : كلّ مقدّمة الواجب ، واجب شرعىّ غيرىّ ( مقدّمىّ ) . نتيجه : المشى الى الحجّ ، واجب شرعى غيرىّ . البته بايد توجّه داشت كه خود « ملازمه » ، مستقيما در كبرا واقع نشده است ، بلكه اين ملازمه ، دست‌مايه و پشتوانهء كبراى استدلال است ، زيرا با وجود ملازمه ( ملازمه بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه ) مىتوان گفت : « كلّ مقدّمة الواجب ، واجب » . « 1 » و منه قد انقدح انّه ليس منها . . . مصنّف در اين متن غير از « ملازمه » ، سه ثمرهء ديگر را كه برخى نقل كرده‌اند ، مطرح و نقد مىكند .

1 - مسئله برء نذر

برخى گفته‌اند كه اگر كسى نذر كند « واجبى » را انجام دهد ( مثل اينكه گفته : للّه علىّ كه واجبى را انجام دهم ) ، اگر قائل به ملازمه شويم و بگوييم مقدّمهء واجب نيز جزء واجبات است ، چنانچه شخص ناذر ، مقدّمهء واجب را انجام دهد ، برائت از نذر پيدا مىكند ، يعنى به نذرش وفا كرده است . مثلا اگر اين شخص ، وضوء بگيرد ( به‌عنوان
هامش
( 1 ) . و لذا مرحوم آية اللّه مشكينى ، در حاشيه مىفرمايد : لازم نيست كه هميشه خود نتيجه و محصول مسئله اصولى ، مستقيما در كبرا قرار بگيرد ، بلكه گاهى نتيجه ، در كبرا واقع مىشود و گاهى نتيجه و ثمرهء مسئله اصولى ، مدرك و پشتوانه كبرا مىشود .