تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
لم يكن « 1 » عين ما يناقضه بحسب الاصطلاح مفهوما ، لكنّه متّحد معه « 2 » عينا و خارجا ، فإذا كان الترك واجبا ، فلا محالة يكون الفعل منهيّا عنه قطعا ، فتدبّر جيّدا . اشكال شيخ انصارى ( و ربما أورد . . . ) مصنّف در اين عبارت به اشكال مرحوم شيخ انصارى بر اين ثمره ، اشاره دارد ، به اين بيان : مرحوم شيخ معتقد است كه در مثال مذكور ، نماز باطل است ، چه بر مبناى اينكه مطلق ترك مقدّمه ، واجب باشد ، و چه بر مبناى صاحب فصول كه ترك مقدّمهء موصله ، واجب است : امّا بر مبناى مطلق ترك ، نماز باطل است ، زيرا معلوم است كه ترك مطلق ، به‌عنوان مقدّمهء واجب ( ازاله ) واجب است ، و نقيضش ( كه فعل صلاة است ) منهىّ و باطل مىشود . و امّا بر مبناى صاحب فصول ، نماز باطل است ، زيرا اگرچه فعل صلاة ، نقيض نيست ( زيرا نقيض ترك موصل ، ترك ترك موصل است ) امّا لازم نقيض كه هست ، زيرا ترك ترك موصل دو تا لازم دارد كه يك لازمش اين است كه شخص ، نماز بخواند كه در اين حالت ، با نماز خواندن ، ترك موصل را ترك كرده است ، يعنى آن ترك نمازى را كه موصل به ازاله بود ، ترك كرده است ، و مشغول نماز شده است . بنابراين وقتى ترك موصل ، به‌عنوان مقدّمهء واجب ( ازاله ) « واجب » شد ، نقيض آنكه ترك ترك موصل است ، حرام مىشود ، و وقتى نقيض حرام شد ، قطعا لازم آن ( يعنى فعل صلاة ) نيز منهىّ و حرام خواهد شد و وقتى كه حرام شد ، محكوم به بطلان است . نظير اينكه اگر « حركت » واجب شود ، لازمهء نقيض حركت ( سكون ) حرام مىشود ، همان‌طور كه خود نقيض ( ترك حركت ) حرام خواهد بود . يا اگر « سكون » واجب شود ، لازمهء نقيض سكون ( حركت ) حرام مىشود ، همان‌طور كه خود نقيض ( ترك سكون ) حرام خواهد بود .
هامش
( 1 ) . أى : فلو لم يكن الفعل ( كالصّلاة ) . ( 2 ) . أى : مع يناقضه ( أى : مع ترك الترك ) .
شرح كفاية الأصول — صفحة 285 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني